اما صرف مسائل دليل نمىشوند .
( 1 ) 6 - امام صادق ( ع ) فرمود : امر امامت در پسرِ بزرگ است به شرط آن كه عيبى نداشته باشد .
( 2 ) 7 - أبو بصير گويد : به أبو الحسن ( ع ) گفتم : قربانت ، امام به چه دليل شناخته مىشود ؟ گويد : در جواب فرمود : به چند خصلت :
1 - با چيزى كه از پدر در بارهء او سابقه دارد ( مانند نصّ بر او و سپردن علم امامت به او ) به اشاره به وى تا دليل امامت باشد .
2 - هر چه از او پرسند جواب گويد و اگر در برابر او خاموش نشينند او خود آغاز سخن كند .
3 - مىتواند از فردا خبر دهد .
4 - با مردم جهان به هر زبانى مىتواند سخن كند و اهل هر زبانى مىتواند با او بدون مترجم گفتگو كند .
سپس فرمود : اى ابا محمد ! من پيش از اينكه تو از جاى خود برخيزى ، يك نشانهاى به تو مىنمايم . ديرى نگذشت كه مردى از اهل خراسان وارد مجلسِ ما شد و آن خراسانى به زبان عربى با آن حضرت سخن گفت ولى أبو الحسن به فارسى جوابش داد ، آن خراسانى گفت : قربانت ، به خدا مانع من از اينكه به زبان فارسى با شما سخن گويم اين بود كه شما زبان فارسى را خوب ندانيد . فرمود :
سبحان اللَّه ! اگر من نتوانم جواب تو را بگويم ، چه فضيلتى بر تو دارم ؟ سپس به من فرمود : اى ابا محمد ! به راستى سخن هيچ كس بر امام نهان نيست و نه گفتار پرنده و جانداران و نه هيچ زندهاى كه روح دارد ، هر كه اين خصال را ندارد امام نيست .
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 385
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٣٨٥