در آيهء اول فرمايد : چون محمد ( ص ) بميرد اهل خلاف گويند : امر خدا كه در شب قدر بود با رسول خدا در گذشت و تمام شد ، اين فتنهاى است كه به خصوص آنها مىرسد و به همين سبب به عقب برگردند ، زيرا اگر بگويند امر خدا باقى است و نرفته است بايد خدا امرى داشته باشد و چون اعتراف به امر كنند بناچار بايد صاحب الامرى باشد .
( 1 ) 5 - از امام صادق ( ع ) فرمود : على ( ع ) را شيوه بود كه بسيار مىفرمود : هيچ گاه تَيْمِى و عَدَوِى ( ابو بكر و عمر ) خدمت رسول خدا ( ص ) نبودند و آن حضرت انا انزلناه را با خشوع و گريه تلاوت مىكرد جز اينكه مىگفتند : براى اين سوره چه سخت دلت نازك است ؟ رسول خدا ( ص ) مىفرمود : براى آن چيزى است كه به چشم خود ديده و به دل خود فهميدهام و براى آن است كه دل اين مرد ( على ع ) بعد از من خواهد دريافت ، مىگفتند : شما چه ديديد و او چه خواهد ديد ؟ فرمود : روى خاك براى آنها نقش مىكرد «
تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ
» فرمود : پيغمبر مىفرمود : پس از فرمودهء خداى عز و جل : « هر امرى » چيزى بجا مىماند ؟ مىگفتند : نه ، مىفرمود : مىدانيد به كه هر امرى را نازل مىكنند ؟ مىگفتند : يا رسول اللَّه به شما ، مىفرمود : آرى درست است . مىفرمود : ولى آيا شب قدر بعد از من هست ؟ مىگفتند :
آرى ، فرمود : رسول خدا ( ص ) مىفرمود : آيا اين امر در آن شب نازل مىشود ؟ مىگفتند : آرى ، مىفرمود : بر چه كسى ؟ مى