تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
( 1 ) سخن نكردى ، گفتى كه : على بن ابى طالب ( ع ) به تو فرموده است : شب قدر در هر سالى هست و در آن شب امور سال نازل مىشود و آن امور پس از رسول خدا ( ص ) واليانى دارد ، تو گفتى : آنها كيانند ، و او فرمود : من و يازده كس از صلب من كه همه امام و محدث هستند ، تو گفتى : به رأى من شب قدر نباشد جز با رسول خدا ( ص ) و آن فرشته كه با على ( ع ) حديث مىكرد بر تو عيان شد و به تو گفت : اى عبد الله دروغ مىگوئى ، آنچه را على ( ع ) باز گويد من به دو چشم خود ديدم - ولى او به چشم خود نديده ولى با دل دريافته و با گوش شنيده - سپس با پرش به تو سيلى زد و تو كور شدى . ابن عباس گفت : ما در هر چه اختلاف داريم حكمش با خدا است ، من گفتم : حكم خدا موافق حكم كسى است كه در يك موضوع دو رأى مختلف دارد ؟ جواب گفت : نه ، من گفتم : در اينجا است كه خود هلاك شدى و ديگران را هلاك كردى . ( 2 ) 3 - به همين اسناد از امام باقر ( ع ) رسيده است كه فرمود : خداى عز و جل در بارهء شب قدر فرمايد ( 4 سوره دخان ) : « در اين شب ممتاز شود هر امر محكم و به جائى » مىفرمايد : نازل مىشود در آن هر امر حكيمى ، امر محكم و بر جا دو تا نيست و تنها همان يكى است ، هر كه حكم بىاختلاف كند حكم او حكم خدا عز و جل است و هر كه حكمى دهد كه معرض اختلاف باشد و به عقيدهء خود خود را مصيب و بر حق داند به حكم طاغوت حكم كرده باشد . به راستى در شب قدر بيان حكم همه امور ساليانه به ولى امر نازل مىشود و به او ابلاغ مىشود كه در بارهء خود چنين دستور دارد و در بارهء مردم چنان و بعلاوه از اين براى ولى امر ( امام