( 1 ) 8 - عمر بن ابان گويد : از امام ششم ( ع ) پرسيدم از آنچه مردم باز گويند كه به ام سلمه دفتر سر بمهرى سپرده شده ؟ فرمود :
چون رسول خدا ( ص ) وفات كرد ، علم و سلاح خود و هر آنچه آنجا بود ( از مواريث انبياء ) به على ( ع ) به ارث داد و سپس به حسن ( ع ) رسيد و از آن پس به حسين ( ع ) . گويد : گفتم : و سپس به على بن الحسين ( ع ) رسيد و از او به پسرش رسيد و اكنون به دست شما رسيده ؟ فرمود : آرى .
( 2 ) 9 - ابان بن عثمان از امام صادق ( ع ) فرمود : چون مرگ رسول خدا ( ص ) در رسيد ، عباس بن عبد المطلب و امير المؤمنين ( ع ) را طلبيد ، رو به عباس كرد و فرمود : اى عم محمد ، حاضرى ارث محمد را ببرى و وامش را بپردازى و به وعدههايش عمل كنى ؟
جواب رد به آن حضرت داد ، گفت : يا رسول الله پدر و مادرم به قربانت ، من پير مردى عيالوارم و كم دارائى ، كيست كه تواند با شما همسرى و برابرى كند و شما با باد همكارى دارى ( يعنى دست به بادى و هر چه دارى به مردم مىدهى ) .
پيغمبر اندكى سر به زير انداخت و باز فرمود : اى عباس حاضرى كه ارث محمد را ببرى و به وعدههاى او عمل كنى و وام او را بپردازى ؟ باز در جواب عرض كرد : پدر و مادرم به قربانت ، پير مردى است عيالوار و كم دارائى و شما با باد مسابقه مىدهى ، فرمود : اكنون من آن را به كسى دهم كه به حق آن را دريافت كند ، سپس فرمود : اى على ، اى برادر محمد ، به وعدههاى محمد عمل كنى و وامش را بپردازى و ارثش را دريافت كنى ؟ عرض
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 227
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٢٢٧