خوراك يا آب بردارد ، و حجر حضرت موسى كه بار يك شتر است با خود حمل كند و در هر منزلى فرود آيد چشمهاى از آن بجوشد و هر گرسنه از آن بنوشد سير شود و هر تشنه از آن بنوشد سيراب گردد ، همين توشهء آنها است تا در نجف - كه پشت كوفه است - منزل گيرند .
( 1 ) 4 - امام باقر ( ع ) فرمود : امير المؤمنين ( ع ) شبى بعد از نماز عشا بيرون رفت و مىفرمود : همهمة همهمة ليلة مظلمة ، يعنى شب تارى است ، اما بر شما خروج كند در حالى كه پيراهن آدم ( ع ) را در بر دارد و خاتم سليمان و عصاى موسى ( ع ) را بر دست .
( 2 ) 5 - مفضل بن عمر گويد : به گوش خود شنيدم امام صادق ( ع ) به من فرمود : مىدانى پيراهن يوسف از چه بود ؟ گويد :
عرض كردم : نه ، فرمود : چون براى سوختن ابراهيم ( ع ) آتش معروف را افروختند ، جبرئيل يك جامهء بهشتى برايش آورد و ببرش كرد و با وجود آن گرما و سرما زيانى نداشت . چون ابراهيم را مرگ در رسيد ، آن را در بازوبند خود نهاد و به اسحق ( ع ) آويخت و اسحق آن را به يعقوب ( ع ) آويخت و چون يوسف ( ع ) زاده شد ، يعقوب آن را به يوسف آويخت و در بازوى وى بود تا كارش بدان جا كه بايست رسيد ( يعنى فرمانرواى مصر شد ) و چون يوسف آن را از ميان بازوبند خود در مصر بر آورد ، حضرت يعقوب در
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 217
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٢١٧