تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 21

مساهمون:

ص٢١
( 1 ) گفته است درست است . امام صادق ( ع ) فرمود : خدايت رحمت كند . ( 2 ) 3 - جمعى از اصحاب امام صادق ( ع ) خدمت او بودند و در ميان آنها حمران بن اعين و محمد بن نعمان و هشام بن سالم و طيار حضور داشتند با جمع ديگر در اطراف هشام بن حكم كه هنوز جوان نورسى بود . امام صادق ( ع ) فرمود : اى هشام ، گزارش نمى دهى كه به عمرو بن عبيد چه كردى و چطور با او سؤال و جواب كردى ؟ عرض كرد : يا ابن رسول اللَّه ، من شما را محترم‌تر از آن مى دانم و شرم دارم و زبانم در برابر شما بند است و كار نمىكند ، امام فرمود : چون به شما دستورى دادم به كار بنديد ، هشام گفت : به من خبر رسيد موقعيتى را كه عمرو بن عبيد پيدا كرده و مجلس بحثى كه در مسجد بصره بر پا كرده ، بر من گران آمد و براى ملاقات او به بصره رفتم و روز جمعه به مسجد وارد شدم و انجمن بزرگى تشكيل شده بود و عمرو بن عبيد در آن جمع حاضر بود ، جامهء سياه پشمينى به كمر بسته بود و جامهء ديگرى به دوش انداخته بود و مردم از او پرسش مىكردند ، من از مردم راه خواستم و به من راه دادند و رفتم در حلقهء عمرو بن عبيد و در دنبال مردم بر دو زانو نشستم و سپس گفتم : اى مرد دانشمند ، من مرد غريبم اجازه مىفرمائيد از شما پرسشى كنم ؟ - آرى بپرس . س - بفرمائيد به من كه شما چشم داريد ؟ ج - پسر جان ، اين چه پرسشى است ؟ چيزى كه به چشم خود مىبينى پرسش ندارد . س - پرسش من همين است .
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 21 | الشيخ الكليني / محمد باقر كمره‌اى