تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 17

مساهمون:

ص١٧
بايد باشد و آنان همان پيغمبران ( ع ) و برگزيده‌هاى او هستند از خلقش ، حكيمانى كه حكمت آموخته و بدان مبعوثند ، با مردم در خلقت و جسم شريكند ولى با آنها در احوال و اخلاق شريك نيستند و از طرف خداى حكيم و عليم به حكمت و متانت تأييد شدند و بعلاوه در هر دوره و زمانى اين موضوع به وسيلهء دلائل و براهين و معجزاتى كه پيغمبران و رسولان آورده‌اند ثابت و محقق گرديده تا آنكه زمين تهى از حجتى نباشد كه همراهش نشانه و دليلى باشد كه دلالت بر صدق گفتار و روش عدالت او كند . ( 1 ) 2 - منصور بن حازم گويد : به امام صادق ( ع ) گفتم : به راستى خدا اجل و اكرم است از اينكه به وسيلهء خلقش شناخته شود بلكه خلق به وسيلهء خدا شناخته شوند ، فرمود : درست گفتى ، گفتم : كسى كه مىداند برايش پروردگارى است ، بايد بداند كه اين پروردگار خشنودى و خشمى دارد و خشنودى و خشمِ او فهميده نشود جز به وحى يا بوسيلهء رسول ، هر كه را وحى نرسد بايد جوياى رُسُل گردد و چون به آنها برخورد كند و آنها را بشناسد ، مىفهمد كه آنها حجت هستند و طاعت آنها بر ديگران فرض و لازم است . من به مردم گفتم : شما مىدانيد كه رسول خدا از طرف خدا بر خلق او حجت بود ، گفتند : آرى ، گفتم : بسيار خوب وقتى رسول خدا ( ص ) درگذشت بعد از او چه كسى حجت بر خلق خدا بود ؟ گفتند : قرآن ، من در قرآن نظر كردم و ديدم كه همهء طوائف از قرآن براى خودشان دليل در مىآورند چون طائفهء مُرْجِئَه ( در نهايه گويد : يك دسته از مسلمانهايند كه عقيده دارند با وجود ايمان هيچ گناهى زيان ندارد چنانچه با وجود كفر ، هيچ طاعتى سود ندهد ، آنها را مرجئه ناميدند براى اينكه خدا عذاب و كيفر معاصى آنها را