( 1 ) پيغمبر خود را نگرفت تا دين را براى او كامل كرد و قرآنى به او فرستاد كه شرح هر چيز در آن است ، حلال و حرام و حدود و احكام و آنچه مردم بدان نياز دارند همه را در آن بيان كرده و فرموده ( 38 سوره انعام ) : « ما در اين كتاب چيزى را فرو گذار نكرديم » در سفر حجة الوداع كه آخر عمر پيغمبر بود نازل فرمود ( 3 سوره مائده ) : « امروز دين را براى شما كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام كردم و اسلام را براى شما پسنديدم ، تا دين شما باشد » امر امامت از ( كمال دين خ ل ) تمام نعمت است .
پيغمبر از دنيا نرفت تا براى مردم همهء معالم دين آنها را بيان كرد و راه آنان را بر ايشان روشن ساخت و آنها را بر جادهء حق واداشت و على ( ع ) را براى آنها رهبر و پيشوا ساخت و از چيزى كه مورد نياز امت باشد صرف نظر نكرد تا آن را بيان نمود ، هر كه گمان برد كه خدا دينش را كامل نكرده كتاب خدا را رد كرده است و هر كه كتاب خدا را رد كند كافر است بدان ، آيا مىدانند قدر و موقعيت امامت را در ميان امت تا اختيار و انتخاب آنان در آن روا باشد ، به راستى امامت اندازهاى فراتر و مقامى والاتر و موقعى بالاتر و آستانى منيعتر و عمقى فروتر از آن دارد كه مردم با عقل خود بدان رسند يا با رأى و نظر خود آن را درك كنند يا به انتخاب خود امامى بگمارند .
امامت مقامى است كه حضرت ابراهيم ( ع ) پس از آنكه مقام نبوت و خلت را پا بر جا كرد بدان رسيد ، اين امامت سومين درجه و فضيلتى بود كه خدايش بدان مشرف كرد و نامش را بوسيلهء آن بلند نمود و فرمود ( 124 سوره بقره ) : « بدرستى كه من تو را براى مردم امام نمودم » خليل از شادمانى بدان عرض كرد : « و از ذريه و نژاد من هم » ؟
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 119
مساهمون: الشيخ الكليني
ص١١٩