( 1 ) خود مرا بدان قدرت داده .
( 2 ) 2 - سعيد اعرج گويد : من همراه سليمان بن خالد شرفياب حضور امام صادق ( ع ) شديم ، آن حضرت با ما آغاز سخن كرد و فرمود : اى سليمان ، هر چه از امير المؤمنين رسيده بدان عمل شود و از هر چه نهى كرده بايد دورى شود ، براى او همان فضل بر آورد شده است كه براى رسول خدا ( ص ) و رسول خدا ( ص ) از همهء خلق خدا برتر است تا آنكه هر كس در حكمى از احكام على نكوهش كند ، نكوهش بر خدا و رسولش كرده است ، هر كه در خُرد و درشت بر او رد كند و از او نپذيرد در حد شرك به خدا است ، امير المؤمنين ( ع ) همان باب توجه به خدا بود كه جز از سوى وى رو به دو نشود و همان باب توجه به خدا بود كه جز از سوى وى رو به دو نشود و همان راه خدا است كه هر كه جز آن پيمايد نابود گردد ، امامان هم يكى پس از ديگرى بر اين روش بودند ، خدا آنها را ستونهاى زمين ساخت تا مبادا به خلق خود بلرزد و او است حجت رسا بر هر كه بر زير زمين يا زير توده كره خاك است ، فرمود كه : امير المؤمنين ( ع ) فرموده : من از طرف خدا بهشت و دوزخ را تقسيم كنم ، من فاروق اكبرم ، من صاحب عصا و ميسم هستم ، همهء فرشتهها با روح به ولايت من اعتراف كردند چنانچه به نبوت محمد اعتراف كردند ، من همان مسئوليت محمد ( ص ) را دارم كه مسئوليت در برابر پروردگار است ، محمد را بخوانند و جامه پوشند و باز پرسند و مرا هم بخوانند و جامه پوشند و باز پرسند و چون وى پاسخ گويم ، به من فضائلى دادند كه به احدى پيش از من ندادند :
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 113
مساهمون: الشيخ الكليني
ص١١٣