( 1 ) آنكه على ( ع ) را در يكى از احكامى كه بيان كرده و صادر فرموده پيگردى و تعقيب كند و در بارهء آن چون و چرا كند ، چون كسى باشد كه در حكم خدا و رسولش چنين كارى كند ، آنكه در خرد و درشت بر او رد كند در حد شرك به خدا است ، امير المؤمنين ( ع ) همان باب ورود بر خدا است كه جز از سوى وى روى به دو نتوان كرد ، همان راه منحصرى است كه هر كه جز آن راه برود هلاك است و همچنين براى امامان بر حق يكى پس از ديگرى اين حكم جارى است ، خدا آنها را ستونهاى زمين ساخته تا مبادا بر اهل خود بلرزد ، او است حجت رسا بر هر كه روى زمين يا زير آن است ، خود على ( ع ) بسيار مىفرمود : من از طرف خدا بهشت و دوزخ را قسمت مىكنم ، من فاروق اكبرم ، من صاحب عصا و ميسم هستم ، همهء فرشتهها با روح و همهء رسولان به ولايت من اعتراف كردند بمانند اعتراف به نبوت محمد ( ص ) ، بر من همان مسئوليت متوجه است كه به او متوجه است و آن مسئوليت در برابر پروردگار است ، رسول خدا ( ص ) را بخوانند و جامه در بر كنند و مرا هم بخوانند و جامه در بر كنند ، از او باز پرسى كنند و از من باز پرسى كنند ، و به اندازهاى كه پاسخ گويد پاسخ گويم ، به من فضائلى عطا شد كه احدى در آنها بر من سبقت نجسته :
1 - مرگ و ميرها و بلاها و گرفتاريها را مىدانم .
2 - نژادها و احكام واقعى و درست را مىدانم ، آنچه پيش از من بوده از دستم نرفته و آنچه از ديدهام نهان است در علمم عيان است .
3 - به اذن خدا مژده دهم و از طرف او اداى وظيفه كنم و به مردم ابلاغ كنم ، همهء اينها از عنايت خدا است و او است كه به علم
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 111
مساهمون: الشيخ الكليني
ص١١١