( 1 ) 19 - اسحق بن عمار گويد : به امام صادق ( ع ) گفتم :
قربانت ، من همسايهاى دارم بسيار نماز مىخواند و بسيار صدقه مىدهد و بسيار هم به حج مىرود و بد هم نيست ، گويد : فرمود : اى اسحق ، خردش چون است ؟ گويد : گفتم : قربانت ، خردى ندارد ، گويد : كه فرمود : اين كارها مقامى از او بالا نبرند .
( 2 ) 20 - ابن سكيت به امام ابو الحسن ( امام هفتم ) ( ع ) عرض كرد :
چرا خدا موسى بن عمران ( ع ) را با عصا و يد بيضا كه ابزار جادويند مبعوث كرد و عيسى ( ع ) را با معجزات طبى و محمد ( ص ) را با معجزه كلام و سخنرانى ؟ در پاسخ فرمود : هنگامى كه خدا موسى ( ع ) را مبعوث كرد جادو بر مردم زمانهاش تسلط داشت و خدا مانندى از آن را آورد كه بر آن توانا نبودند و بوسيله آن جادوى آنها را باطل كرد و حجت خود را بر آنها ثابت نمود ، و خداوند عيسى ( ع ) را وقتى مبعوث كرد كه فلج بر مردم مسلط بود و نياز به طب داشتند و از خدا معالجه معجز مآبى آورد كه مانندش نداشتند و به اجازه خدا مردهها را زنده كرد و كور مادرزاد و پيس را درمان نمود و حجت را بر آنها تمام كرد و خداوند محمد ( ص ) را در وقتى مبعوث كرد كه هنر غالب هم عصرانش سخنرانى و سخنورى بود ( و به گمانم فرمود شعر بود ) و از طرف خدا پندها و دستوراتى شيوا آورد كه گفتار آنها را بيهوده نمود و حجت را بر آنها
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 67
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٦٧