تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
خوب آن را نگاه كنى پس چنان است كه تو مىگوئى . ( 1 ) 9 - فرمود : يك يهودى به نام سبخت خدمت رسول خدا ( ص ) آمد و گفت : يا رسول الله آمدم نزد شما تا از پروردگارت پرسش كنم ، اگر شما لطف فرمائيد به من پاسخ گوئيد از آنچه بپرسم و گر نه برگردم ، فرمود : بپرس هر چه خواهى ، عرض كرد : پروردگارت كجا است ؟ فرمود : او در همه جا است و در هيچ جا محدود نيست ، گفت : او چگونه است ؟ فرمود : چطور پروردگار خود را به كيفيت وصف كنم با اينكه اصل كيفيت و چگونگى مخلوق او است و خدا متصف به خلقت خود نگردد ، گفت : از كجا دانسته شود كه تو پيغمبر خدائى ؟ فرمود : هيچ سنگ و چيز ديگرى كه گرد آن حضرت بود نماند جز اينكه به زبان عربى گويا سخن كردند و گفتند : اى سبخت ، به راستى او رسول خدا است ، سبخت گفت : من تا امروز مطلبى روشن‌تر از اين نديدم و سپس گفت : اشهد ان لا إله الا الله و اشهد انك رسول الله . ( 2 ) 10 - عبد الرحمن بن عتيك قصير گويد : راجع به چيزى از صفت از امام باقر ( ع ) پرسش كردم دست به سوى آسمان برداشت و سپس فرمود : برتر است جبار ، برتر است جبار ، هر كه در مقام فهم و دريافت آنچه براى او در آنجا درست آمده است بر آيد هلاك گردد .