تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
( 1 ) نيست و نه اثبات حرف راء و باء ( رب ) ولى برگشت كن به درك معنائى و چيزى كه آفرينندهء همه چيز است و سازندهء آنها و نمودار بوسيلهء اين حروف است كه همان معنى باشد و بدانها ناميده شده و گويند : الله ، الرحمن ، الرحيم ، العزيز ، و هر چه بدانها ماند از نامهاى او است ، و او است معبود جل و عز . سائل : هر چه در وهم آيد مخلوق باشد . امام : اگر چنين باشد كه تو مىگوئى توحيد از ما ساقط است ، زيرا ما تكليف نداريم جز اعتراف به خدائى كه در وهم ما آيد ولى ما اين را مىگوئيم كه هر چه بوسيلهء حواس در وهم آيد و بوسيلهء آن درك گردد و حواس انسانى براى آن حدى شناسد و مماثلى آرد آن مخلوق است ، زيرا نفى مطلق به معنى ابطال و عدم است و جهت دوم تشبيه است كه شايستهء مقام خدا نيست و وصف مخلوقى است كه ساختمان و تأليف آشكارى دارد ، نتيجه اينكه چاره اى نيست جز اثبات صانع و اقرار بدان براى وجود مصنوع و آفريدگان محقق ، و ناگزيرى از اعتراف به اينكه اينها مصنوع و مخلوقند و بايد صانع آنها ديگرى جز آنها باشد و مانند خود آنها نباشد ، زيرا هر چه مانند خود آنها باشد همانند آنها است در ظاهر ساختمان وجودى و تأليف اجزاء هستى ، و در آنچه بدان محكومند از حدوث و پيدايش پس از اينكه نبودند و در حركت و انتقال از خردى به بزرگى و از سياهى به سفيدى و از توانائى به ناتوانى و احوال موجود و معلوم ديگرى كه از بس عيانند نيازى به ذكر آنها نداريم . سائل : چون وجودش را اثبات كردى او را محدود ساختى ؟ امام : اثبات وجود شىء تحديد و نهايت گذارى بر او نيست ،