تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 17

مساهمون:

ص١٧
آنها ( 1 ) در مىگذشت دنبال او امامى هويدا و رهبر و پرتو افكن مىگماشت ، امامى نگهبان حق ، همه به حق رهبرى مىكردند و آن را استوار مىداشتند ، حجت‌هاى خدا بودند و دعوت‌كننده‌هاى او و سرپرست‌هاى خلقش ، همهء بندگان به رهبرى آنان ديندارى مىكنند و همهء بلاد نور آنان را مىجويند ، خدايشان حيات مردم ساخته و چراغهاى تاريكى و كليدهاى سخنورى و ستونهاى اسلام نموده ، خدا نظام طاعت و تماميت دستور خود را تسليم به آنها مقرر كرده در آنچه از احكام معلوم باشد ، و آنچه را نامعلوم است وظيفه را رجوع به آنها دانسته ، سبقت‌جوئى در اظهار نظر نسبت به احكام نامعلوم را بر ديگران غدقن كرده و انكار آنچه از طرف آنها معلوم شده ممنوع ساخته ، چون خداى تبارك و تعالى اراده كرده نجات دادن هر كه را خواسته باشد از خلق خود از تاريكىهاى عميق و مشكلات در پرده ، خدا رحمت فرستد بر محمد ( ص ) و خاندان نيكش كه پليدى را از آنها برده و به خوبى پاكيزه‌شان كرده . ( 2 ) اما بعد ، اى برادر به خوبى فهميدم ، از اين گله و شكايت كردى كه مردم عصر ما به نادانى با هم ساخته‌اند و در معمور كردن روشهاى آن و دورى از دانش و اهل دانش همدست شده و كوشايند تا به جائى كه بسا باشد علم و دانش با وضع اين مردم يكباره در هم نوردد و مايه‌بر شود ، چون همه پسنده دارند كه به نادانى اعتماد كنند و علم و اهل علم را از دست بدهند ، پرسيدى كه رواست مردم به نادانى بپايند و ندانسته ديندار باشند ، چون همه به ظاهر وارد ديانت باشند ولى امور دين را بطور دلخواه و عادت و تقليد نياكان و بزرگان و با اعتماد به عقل خود در هر كم و بيش دانند .
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 17 | الشيخ الكليني / محمد باقر كمره‌اى