( 1 ) روزه و نماز ورد زبان اوست ، او وسيلهء فتنهء كسانى است كه در دامش افتند ، از روش درست اسلاف خود گمراه است و گمراهكنندهء هر آن كس است كه در زندگى و پس از مرگش به او اقتداء كند ، حمال خطاى ديگران است و گرو خطاى خود .
2 - مردى كه از نادانى در ميان مردم نادان اندر است و رو به موجهاى تاريك آشوب و فتنه دارد و در آن بپايد و بماند و مردم نماها او را عالم خوانند و يك روز علمى سالم نگذرانده ، بامدادان شتاب كرده و از چيزى فراوان خواسته كه كمش به از افزون آن است ( مانند مال و جاه و علوم شعر و ادب و اوضاع دنيا كه كمش لازم است و بهتر از فزون آن است كه اسباب گرفتارى است ) تا چون از آب بوگندو سير شده و مطالب بيهوده گنج كرده ميان مردم به مسند قضاوت قاطع نشسته ، و تعهد كرده موضوعى كه بر ديگرى مشتبه است حل كند و اگر بر خلاف نظر قاضى پيش از خود حكم كند اطمينان ندارد كه قاضى آينده حكم او را هم نقض كند چنانچه او با سلف خود رفتار كرده و چون به يك موضوع مبهم و پيچيده دچار شود يك مشت نظريات پوچ خود را براى آن آماده دارد و آن را حكم قاطع شمارد او است كه شبهه و مطالب مورد ترديد را چون تار عنكبوت بهم بافته و نداند كه در ما وراء آن مقامى كه بدان رسيده مذهب درستى هست ، در قياس چيزى به چيزى نظر خود را تكذيب نكند ، و بدان اعتماد كند و چون موضوع بر او تاريك باشد به روى خود نياورد و نادانى خود را پنهان كند ، چون درك مىكند نمىداند و مبادا به او بگويند نمىداند ، به خود جرأت دهد و حكمى صادر كند ، او كليد موجهاى تاريك و پر مرتكب شبهات است و شناگر ماهر نادانى ، و از آنچه نداند عذر
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 163
مساهمون: الشيخ الكليني
ص١٦٣