نگيرد ، ديدهها در آستان او كورند ، و هر گونه ستايشى در مقام او نارسا است ، بىپرده نهان است و بىمانع در خفا است ، ( 1 ) نديده شناسندش و بىتصوير ستايندش و بىجسم دانندش ، نيست معبود حقى جز خداى بزرگ و برتر ، وهمها از رسيدن به كنه او گمراهند و خردها از وصول به مرز نهايت او خود باخته ، و هم تيز پر به وى نرسد و تيغهء شعاع ديدهاش در نيابد ، او است شنوا و دانا ، به رسولانش بر خلق خود حجت آورد و هر امرى را به دليل خود روشن ساخت و پيغمبرانش را براى اميد و بيم مردم برانگيخت تا هر كه از روى گواه روشنى نابود شود يا زنده و فرازنده گردد و همه بندگان آنچه را ندانند از پروردگار خود بياموزند و او را به ربوبيت بشناسند پس از انكار ، و به يكتائى پرستند پس از طرفيت با او ، چنانش ستايم كه درمان روانها باشد و مايهء پسند وى گردد و شكرانهء نعمتهاى شايان و فراوان و آزمايش نيك او باشد .
( 2 ) و گواهم كه : نيست شايستهء پرستشى جز خداى يگانه ، شريك ندارد معبودى است يگانه ، يكتا ، بىنياز ، همسرى نگيرد و فرزندى نيارد . و گواهم كه : محمد ( ص ) بندهاى است كه برگزيد ، و رسولى است كه برانگيخت در هنگام تعطيل رسولان و خواب دراز ملتهاى جهان و گسترش نادانى و خودنمائى فتنهها و گسستن پيمان محكم ديانت و كوردلى از دريافت حق و فشار ستم و محو ديانت و كتابى به او فرستاد كه بيان حقيقت بود و مزيد توضيح ، قرآنى به زبان عرب بر كنار از كجى تا شايد پرهيزكار شوند .
براى مردم بيانش كرد و دانشمندانه برنامهء مفصلى و دين روشنى آورد دستوراتى لازم نمود و امورى را براى خلقش عيان
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 13
مساهمون: الشيخ الكليني
ص١٣