باب پرسش از عالم و مذاكره با او
( 1 ) 1 - يكى از اصحاب گويد : از امام صادق ( ع ) پرسيدم كه مردى آبلهدار جُنُب شده و او را غسل دادند و مرده ، فرمود : او را كشتند ، چرا پرسش از وظيفه او نكردند ، درمان نفهمى پرسش است .
( 2 ) 2 - امام ششم ( ع ) به حمران بن اعين در بارهء چيزى كه از او پرسيده بود ، فرمود : همانا مردم هلاك مىشوند براى آنكه نمى پرسند .
( 3 ) 3 - امام صادق ( ع ) فرمود : بر در اين علم قفلى است كه كليدش پرسش است .
( 4 ) 4 - فرمود : مردم را نمىرسد جز اينكه بپرسند و دين را بفهمند و امام خود را بشناسند و بر آنها رواست كه به هر چه گويد