وليد و على را بخوانند بىشك
براى جزا آشكارا ز راهى
على را جزا هست باغ بهشتى
جزاى وليد است روز سياهى
8 - على فرمود سلمان الخير ره به من گفت كمتر شد كه تو بيائى و من نزد رسول خدا ( ص ) باشم جز اينكه ميفرمود اى سلمان اين و حزبش همان رستگاران در قيامتند .
9 - انس گويد كه پيغمبر فرمود على است كه هر چه امتم در آن اختلاف كنند براى آنها بيان كند بعد از من .
10 - همدانى گفت چون على بن ابى طالب فاطمه را به خاك سپرد بر لب قبرش ايستاد در آن نيمه شب كه او را به خاك سپرد و ميگفت :
جمعيت هر دوست جدائى دارد
اندر بر مرگ هر جدائى است قليل
از دست دهم يكى يكى را پى هم
دانسته شود كه بىدوام است خليل
از ياد برد مرا و مهرم بنهد
گيرد ديگرى خليل و بر جام بدليل