تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمالي ( فارسي ) — صفحة 413

مساهمون:

ص٤١٣
گويد روى در هم كشيدم و ندانستم چه گويم آن حضرت آغاز سخن كرد و فرمود ايمان به تو روزى كرد و به وسيله آن تنت بر آتش حرام كرد و تندرستيت داد و بر طاعت به تو كمك كرد ، قناعت به تو داد و از آبرو فروشى حفظت كرد اى ابو هاشم من تو را بدين آغاز نمودم براى آنكه ميخواستى به من از كسى كه به تو چنين كرده شكايت كنى و دستور دادم صد اشرفى به تو بدهند آنها را دريافت كن . 12 - امام صادق ( ع ) ميفرمود حاقن و حاقب و حازق نماز ندارند حاقن كسيست كه بولش گرفته حاقب كسى كه غائطش گرفته و حازق آنكه در فشار است از پاپوش خود . 13 - حماد بن عيسى گويد روزى امام ششم به من فرمود ميتوانى خوب نماز بخوانى عرضكردم يا سيدى من كتاب نماز حريز را حفظ كردم فرمود بر تو باكى نيست برخيز نماز بخوان گويد برابر آن حضرت رو به قبله ايستادم و تكبير نماز گفتم و ركوع و سجود نمودم فرمود اى حماد خوب نماز نميخوانى و چه اندازه بر مرد زشت است كه شصت سالش شود و يك نماز كامل و تمام بر پا ندارد حماد گويد پيش خود خوار شدم و عرضكردم قربانت نماز را به من بياموز امام صادق رو به قبله ايستاد تمام قد و دو دست را تا ران پائين انداخت كه انگشتانش بهم چسبيده بود و دو گام را بهم نزديك كرد تا فاصله آنها سه انگشت گشاده شد و انگشتان پايش همه را برابر قبله نمود و منحرف نساخت در حال خشوع و استكانت گفت الله اكبر حمد و * ( قُلْ هُوَ الله ) * را آرام خواند و به اندازه نفسى درنگ كرد و