فرمود براى چه مرتكب اين عمل شدى ؟ گفت با خود گفتم اگر پيغمبر است به او زيانى نرسد و اگر دروغگو و يا جادوگر است قوم خود را از دست او راحت كردهام جبرئيل فرود شد و گفت خدا سلامت مىرساند و ميفرمايد بگو بنام خدا آن نامى كه هر مؤمنى او را بدان مينامد و هر مؤمنى بدان عزيز است و بنور او كه آسمانها و زمين بدان تابنده شده و بتوانائى او كه هر جبار عنيد براى آن خاضعست و هر شيطان متمرد برايش سربزير است از شر زهر و جادو و هر بدى بنام خداى و الا و ملك و يكتائى كه جز او معبود حقى نيست و فرو فرستاد يا از قرآن آنچه براى مؤمنان شفاء و رحمت است و نيفزايد ستمكاران را جز زيان پيغمبر آن را گفت و بياران خود هم تلقين كرد و گفتند و فرمودند همه بخوريد و سپس دستور داد حجامت كردند .
3 - حارث اعور گويد در اين ميان كه با امير المؤمنين على ( ع ) در حيره ميرفتيم يك ديرانى ناقوس ميزد على ( ع ) فرمود اى حارث ميدانى اين ناقوس چه ميگويد ؟ گفتم خدا و رسول و پسر عمش داناترند ، فرمود آن مثل دنيا و ويرانى آن را مينوازد و ميگويد
* ( لا إله الا الله حقا حقا صدقا صدقا ) *
براستى دنيا ما را فريب داد ، سرگرم كرد ؟ دل ما را ربود ، ما را گمراه كرد ، اى پسر دنيا آرام آرام ، اى پسر دنيا بكوب بكوب اى پسر دنيا جمع كند جمع كن دنيا فانى شود قرن بقرن ، روزى از عمر ما نگذرد جز آنكه ركنى از ماست گردد ، ضايع كرديم خانه پاينده را و وطن گرفتيم خانه فانى را نميدانيم چه تقصيرى كرديم
الأمالي ( فارسي ) — صفحة 225
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٢٢٥