قاتل شاهنشه دو جهانم
آنكه بود در نسب به از همه مردم
عبيد الله به او گفت واى بر تو اگر ميدانستى بهتر مردم است در پدر و مادر چرا او را كشتى ؟
دستور داد گردن او را زدند و روحش بدوزخ شتافت ابن زياد پيكى نزد ام كلثوم دختر ( دختر ظ ) حسين فرستاد و پيام داد حمد خدا را كه مردان شما را كشت در آنچه با شما شد چه نظر دارى ؟ فرمود اى پسر زياد اگر چشم تو بكشتن حسين روشن شد چشم جدش دير زمانى بديدار او روشن بود او را ميبوسيد و لبانش ميمكيد و به شانه خودش سوارش ميكرد جواب جد او را آماده كن كه فردا طرف تو است .
مجلس سى و يكم - روز يك شنبه عاشورا دهم محرم 368
1 - امام پنجم فرمود حسين بن على ( ع ) كشته شد و سيصد و بيست و چند زخم نيزه و شمشير و تير در او يافتند و روايت شده كه همه در جلو تنش بود چون پشت بدشمن نميداد .
2 - فاطمه دختر حسين فرموده غارتگران بر خيمه ما هجوم كردند و من دختر خردسالى بودم و خلخال طلا بپايم بود مردى آنها را مىربود و مىگريست گفتم دشمن خدا چرا گريه ميكنى ؟ گفت