( * ) حاصل مطلب در دو تعريف مزبور چيست ؟
اين است كه :
1 - اجتهاد مرحله تحصيل ظنّ و يا علم به واقع است ، پس : بايد هر دليلى كه نسبت به واقع علم يا ظنّ بياورد ، دليل اجتهادى خوانده مىشود .
2 - فقه ، مقام التزام است به آنچه نظر فقيه به آن منتهى مىشود يا اينكه پس از يأس از انتهاء نظر ، عمل كردن به مدلول حجّت است .
بنابراين : فقه مقام عمل به مدلول دليل است ، و لذا هر دليلى كه وظيفهء مكلّف را در مقام عمل معيّن مىكند دليل فقاهتى ناميده مىشود مثل : اصول اربعه ( عمليه ) .
( * ) مراد از عبارت ( ثم ان الظّن الغير المعتبر ، حكم الشك . . . ) چيست ؟
بيان حكم ظنّ غير معتبر است كه حكم شك است ، و مراد از ظنون غير معتبر ظنونى است كه دليل خاص بر حجّت بودنشان در دست نيست و از نظر انفتاحيون قابل اعتناء و اعتبار نمىباشد .
( * ) هريك از ظنون معتبره ، باطله و غير معتبره چه حكمى دارد ؟
1 - ظنون معتبره به منزلهء علم بوده و حجيّت دارند .
2 - ظنون باطله ، بدون ترديد باطلاند .
3 - ظنون غير معتبره ، ملحق به شك مىباشند و احكام شك را دارند .
( * ) منظور از همانندى حكم ظنون غير معتبره با حكم شك چيست ؟
اين است كه :
همانطورىكه عند الشك در حكم واقعى وظيفه ما عمل به اصل است . هكذا عند الحصول الظنّ الغير المعتبر نيز وظيفه ، رجوع به اصل است .
( * ) آيا مراد از شك در اينجا شك مصطلح ( متساوى الطرفين ) است ؟
خير ، مراد اعم از شك مصطلح و ظنّ غير معتبر است .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 13
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٣