با آرد سائيديم ، و دل ما چنان هراس افتاد كه خدا داناتر است ، فرمود ، از ترس اسراف گفتم ، آرى ، فرمود آنچه در اصلاح تن صرف شود من گاهى امر ميكنم مغز قلم را با روغن زيت مىآميزند و آن را به تنم ميمالم و با آن چرك را پاك مىكنم ، اسراف در اتلاف مال است و زيان بتن گفتم : اقتار كدام است ؟ نان را با نمك بخورى و ميتوانى با جز آن بخورى گفتم : ميانه روى كدام است ؟ فرمود : نان و گوشت و شير زيت و روغن يك بار با اين و يك بار با آن .
7 - همان : از امام صادق ( ع ) فرمود : كمتر اسراف دور ريختن زيادى آب ظرف است و پوشيدن جامه آبرودارى در همه جا ، و دور انداختن هسته ، و از آن حضرت ( ع ) كه فرمود :
همانا اسراف اينست كه جامه آبرودارى خود را در همه وقت بپوشى
باب هفتاد و هشتم باب ديگر در ذم اسراف و تبذير بيش از آنچه گذشت در باب پيش
1 - خصال : بسندش تا امير مؤمنان ( ع ) كه مسرف سه نشانه دارد : آنچه نبايدش مىخورد ، و آنچه نبايدش ميپوشد و آنچه نبايدش ميخرد .
2 - همان : بسندى ( مضمون شماره 7 باب پيش را آورده و افزوده كه در خوراك اسراف نيست ) .
3 - همان : بسندش ( مضمون شماره 1 را آورده ) .
4 - معانى الاخبار : بسندش تا پيغمبر ( ص ) كه نهى كرد از قيل و قال ، و بسيار پرسيدن و ضايع كردن مال گفته شده كه ضايع كردن مال دو راه دارد يكى كه اصل است آن صرف مال است در گناه كردن خدا عز و جل كم يا بيش و آنست اسرافى كه خداى تعالى نكوهيده و از آن نهى كرده و راه ديگر دادن مال به صاحبش بىموقع خدا عز و جل فرمود .
( 4 - النساء ) آزمايش كنيد يتيمها را تا گاهى كك بالغ شدند اگر فهميدند رشد آنها را كه خرد است بدهيد به آنها اموالشان را " و بقولى رشد ديندارى و نگهدارى مال است .
5 - كامل الزياره بسندى ( مضمون شماره 6 باب پيش را آورده ) .
6 - تفسير عياشى : از ابان بن تغلب كه امام ششم ( ع ) فرمود : به نظر تو آنچه خدا بهر كه داده براى احترام به او است و آنچه بهر كه نداده براى خوار داشتن او است ؟ نه ، ولى مال از آن خداست و نزد كسى امانت مىنهد و به آنها اجازه ميدهد كه به اندازه بخورند و به اندازه بپوشند و به اندازه با آن زن بگيرند و سوارى كنند و جز از اين مصارفش را به مؤمنان مستمند بر گردانند و پريشانى زندگانى آنها را رفو كنند ، هر كس بدين روش كار