تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
همسايه كدام است ؟ فرمود : تا چهل خانه از هر سو . 155 - قرب الاسناد : بسندش تا رسول خدا ( ص ) كه فرمود : سه باشند كه ما در پشت شكمهايند : سلطانى كه اگرش احسان كنى قدر نداند و اگرش بدى رسانى درنگذرد ، و همسايه كه با چشمش ترا بپايد و دلش خبر مرگت را رساند : اگر خوبى بيند بپوشد و فاش نسازد ، و اگر بدى بيند ظاهرش كند و فاش سازد ، و همسرى كه اگرش با او باشى شادت نكند و اگر غايب شوى به او اطمينان ندارى . 156 - اختصاص : امام صادق باسحاق بن عمار فرمود : با منافق به زبان سازش كن ، و اخلاص دوستى خود را از آن مؤمن ساز ، و هرگاه يك يهودى با تو همنشين شد به خوبى با او رفتار كن . 157 - حسين بن سعيد : بسندش از عمرو بن عكرمه كه نزد امام ششم رفتم و به او گفتم ، من همسايه‌اى دارم كه آزارم كند ، فرمود : به او ترحم كن گويد : خدا ترحمش نكند ، و روى خود را از من برگرداند ، و نخواستم او را وانهم " و گفتم : قربانت او با من چنين و چنان كند مرا بيازارد ، فرمود : بنظرت اگر عيبش را فاش كنى از او انتقام گرفتى ؟ گفتم : آرى به او برگردم فرمود : اين از كار كسانيست كه حسد برند بر كسانى كه خدا از فضل خود بدانها داده ، و چون نعمتى براى كسى بيند كه خاندانى دارد بلايش بر سر آنها فرو آرد و اگر خانواده ندارد ، بلا بخادمش رساند او اگر خادم هم ندارد شبش را بيخوابى كشد و روزش را بخشم ، براستى كه مردى از انصار نزد رسول خدا ( ص ) آمد و گفت : يا رسول الله من خانه‌اى در ميان محله فلان خانواده خريدم و نزديك‌تر همسايه‌ام كسى است كه از او اميد خير ندارم و از شرش در امان نيستم ، فرمود : رسول خدا ( ص ) على و سلمان و ابو ذر را فرمان داد با ديگرى كه نامش را فراموش كردم و بگمانم مقداد باشد تا اينكه در مسجد به بلندترين آوازشان فرياد زنند : ايمان ندارد كسى كه همسايه‌اش از شرش در امان نيست و سه بار جار كشيدند و سپس فرمود : جار زنند كه تا هر چهل خانه از پيش و از پس و از راست و از چپ ساكنانش همسايه او بحسابند . 158 - همان : بسندش تا رسول خدا ( ص ) كه به خدا پناه برم از همسايه بد در كنار خانه‌اى كه اقامت دارند كه دو چشمش تو را بيابد و دلش تو را وارسى كند ، اگر خوشى تو را بيند بدش آيد و اگر تو را گرفتار بدى بيند شادش كند . 159 - همان : بسندى تا امام ششم ( ع ) كه خوش همسايگى روزى را فراوان كند . 160 - دعوات راوندى : روايت است كه مردى نزد پيغمبر ( ص ) آمد و گفت : فلان همسايه‌ام مرا آزار دهد فرمود : صبر كن بر آزارش و دست بدار از آزردنش ، و درنگى نكرد كه