( كه واجب اخلاقى است ) اينست كه دريغ ندارى از برادر خود آنچه را كه او بدان نيازمندتر است از تو .
25 - توحيد : بسندش تا امير مؤمنان ( ع ) در تفسير قول خداى تعالى ( آيه 40 سوره الغافر كه آن را المؤمن هم خوانند ) پس آنان در آيند به بهشت و روزى خورند در آن بيحساب از قول رسول خدا ( ص ) فرمود : خدا عز و جل فرموده : البته كه بايست است كرامتم - يا فرمود :
مودتم براى كسى كه مرا بپايد و بجلال من دوستى را مبادله كند باينكه با چهرههاى نور در روز قيامت بر منبرهاى نور باشند و بر تن آنها جامههاى سبز باشد ، گفته شد : يا رسول الله آنها كيانند ؟ فرمود : نه پيغمبرانند و نه شهيدان ولى كسانى كه بجلال خدا با همدگر دوستى كردند و بيحساب به بهشت در آيند از خدا خواهيم كه ما را برحمت خودش از آنها سازد .
26 - خصال : در خبر نوف بكالى : امير مؤمنان فرمود : اى نوف رحم كن تا تو را رحم كنند .
27 - همان : تا يحيى حلبى كه شنيدم امام ششم ( ع ) ميفرمود : هفت تن اعمال خود را تباه كنند :
مرد بردبارى كه دانش بسيار دارد كه بدان شناخته نشود و بدان يادش نكنند ( يعنى دانش خود را منتشر نكرده باشد ) و مرد حيكم و فرزانهاى كه عقيده دارد بدان چه هر دروغگو به او گويد كه منكر است آنچه را به دو آورند .
و كسى كه نيرنگ باز و خائن را امين داند و به او امانت و كار خود را واگذارد .
و آقاى سختدلى كه مهربانى ندارد ( نسبت بزيردستان و خدمتكاران و آشنايان خود ) .
و مادرى كه سر فرزندش نهان ندارد و فاش كند ( يعنى عيبى كه در اعضاء ناپيداى او باشد و جز مادر بر آن آگاه نباشد ) .
و آن كسى كه شتابانه به سرزنش برادران خود پردازد ( و بعذر آنها توجه نكند و وارسى ننمايد ) .
و آنكه با برادر خود مجادله نمايد كه گويا با او طرف است و دشمن او است .
28 - ثواب الاعمال : بسندش از امام هفتم كه ميفرمود : راستى كه كسانى كه با هم دوستى كنند در راه خدا روز قيامت بر فراز منبرهاى نور باشند و چهره و تن و نور منبرشان بر هر چيزى بتابد تا شناخته شوند كه آنان دوستان همند در راه خدا عز و جل در محاسن هم بىسند مانندش را آورده از امام باقر ( ع ) .
29 - همان : بسندش از امام ششم ( ع ) فرمود : از فضيلت مرد نزد خدا عز و جل دوست
بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 254
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٥٤