مهر ميورزيد و دوستدارم بود .
پادشاه بر او خشم كرد و او را كشت و من از اندوه بر او ديوانهوار به بيابان رفتم و كشتهء او را ديدم كه در آنجا افتاده و سگها گوشتش را با دندان خود ميكشند و پاره ميكنند و چون خواننده بدان شعر سرود خواند يادم آمد كه بسر پدرم چه آمد و در برابرم مجسم شد و اندوهم بر او تازه شد و بى خود شدم و ديدى كه با خود چه كردم .
و از اين گزارش او پشيمان شدم كه به او بدبين شدم و غمناك شدم از داستان او و از آن پند گرفتم و دانستم خدا تعالى به من لطف كرده بمشاهدهء حال صوفيان و بر حال آن رفيق تا درستى اين مسأله را بدانم و هر چه مانند آنست از اينكه حرام است بر هر دانا شتاب در تخطئهء كسى كه عقل و فضل او را فهميده بر كارى كه از او بيند و زشت باشد و سبب او را نداند و مقصود و غرض او را ندانسته باشد . و ورود مانند اين امور از عقلاء بسيار است و اين خود حجت است بر كسى كه تعجب مىكند از تكاليف شرعى ، و ندانستن اسباب آن را دليل مىآورد و اين خود دليل سستى تعقل او است .
بعلاوه در اخبار از ائمهء اطهار ( ع ) اسباب اين عبادات نقل شده كه آنها را بطور مجاز علل احكام دانند و على بن حاتم قزوينى ( ره ) در كتابى آنها را جمع آورى كرده بنام « علل » و من بخشى از آنچه در بارهء حج و مناسك و اسباب آن نقل كرده ياد آور ميشوم .
گفته : راستش حج ورود به پيشگاه خدا عز و جل است و در آن منافع بسيارى است براى دنيا و آخرت از توجه بسوى خدا تعالى و ترس از او و بازگشت به دو از گناهان و درخواست ثواب بر سختى كشيدن براى رضاى خدا و سود مردم مشرق و مغرب و هر كه در خشكى و دريا است از تاجر و آورندهء جنس و خريدار و فروشنده و مانند آن از فوائد . خدا تعالى فرموده ( در آيهء 28 - الحج ) : « تا گواه شوند و ببينند منافع خود را » .
تلبيه : جواب نداء حضرت ابراهيم ( ع ) است كه جار زد مردم به حج آيند .
55 - روايت شده كه امير مؤمنان ( ع ) را پرسيدند از وقوف به عرفات و گر چه
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 83
مساهمون: أبي الفتح محمد بن علي الكراجكي
ص٨٣