فصل : در آنچه از حكمت لقمان نقل شده و از سفارش او با پسرش
پسر جانم نماز را برپا دار كه همانا نمونهء آن در دين خدا چون عمود است براى چادر كه تا عمود برپا است طنابها و ميخها سودمندند و سايه اندازها مفيدند و اگر عمود برپا نباشد ميخ و طناب و سايه انداز سودى ندهند .
اى پسر جانم همراه دانشمندان باش و همنشين آنان و در خانههاشان از آنها ديدار كن تا شايد مانند آنها شوى و از آنها باشى .
بدان اى پسرم من هر نوع صبر را و هر چيز تلخى را چشيدم و از فقر و ندارى تلختر نديدم . اگر روزى ندار شدى ميان خودت و خدا باشد و با مردم باز مگويش تا در بر آنان خوار شوى وانگه از مردم بپرس آيا كسى هست كه دعا كرده و خدا اجابتش نكرده و از او خواهش كرده و به او نداده ؟
اى پسر جانم به خدا اعتماد كن سپس از مردم بپرس آيا كسى به خدا اعتماد كرده و او را نجات نداده ؟
اى پسر جانم به خدا توكل كن سپس از مردم بپرس كسى بوده كه به خدا توكل كرده و او را كفايت نكرده ؟
پسر جانم به خدا خوشبين باش سپس از مردم بپرس كيست كه به خدا خوشبين بوده و خوش نديده ؟