شواهد از اشعار عرب :
1 - حسان بن ثابت در بارهء مردى بتپرست كه سيد ما رسول خدا ( ص ) را هجو گفته گويد :
هجو كردى محمد ( ص ) را كه نيك و با تقوى است * و اين كار تو نزد خدا مجازات دارد آيا او را هجو كردى با اينكه همتاى او نيستى * بدتر شما قربان بهتر شما باد با اينكه ميدانيم در پيغمبر ( ص ) بدى نيست و در آن بتپرست نيكى نيست .
2 - يك شاعر جاهلى ديگر گفته :
خالى بنو انس و خال سراتهم * اوس فأيهما ارق و الأم
ترجمه :
دائيم بنو انساند و دائى سران آنان * اوس است كدامشان سستتر و پستترند مقصودش اينست كه كدامشان سست و پست است نه اينكه هر دو سستى و پستى دارند و در يكيشان بيش است .
3 - عثمان بن جنى شعر متنبى را به همين معنى تفسير كرده چه كه متنبى سروده :
اعق خليليه الصفيين لائمه : ناسپاستر دو دوست با صفاى او آنكه سرزنشش كند .
مقصودش اينست كه يكى از آن دو كه صفا ندارد سرزنشكنندهء او است .
شواهد در اين باره بسيار است و در آنچه گفتيم بس است براى ابطال آنچه مرا بدان محكوم كنى و دليل است بر اينكه شيعه در اينكه گويند : امير مؤمنان ( ع ) افضل است از ابى بكر و عمر و عثمان نقض عقيدهء خود نكردند و خلاف مذهب خود نگفتند و مقصودشان اينست كه او فاضل است نه آنان و او مخصوص بدين صفت است نه آنها و خوب بينديش تا بدانى كه درست است و الحمد للَّه .
بعلاوه برخى شيعهها دم بدين گفته نزنند و در بيان اين مقام گويند : بطور