برايش دعاى خير كرد .
39 - و از امام صادق ( ع ) محفوظ مانده كه بهشام فرمود : راستش خداى تعالى به چيزى مانند نيست و چيزى به دو مانند نيست و هر آنچه در وهم آيد خدا از او جدا است .
40 - و باز از آن حضرت روايت است كه فرموده : منزه است آن خدا كه كسى نداند چگونه است جز خود او . نيست بمانند او چيزى و او است شنوا و بينا . نه حدى دارد و نه احساس شود . نيابندش ديدهها و چيزى او را فرا نگيرد . نه جسم است و نه صورت و نه خط خط و نه مرز بندى شده .
41 - بسندش از حمزة بن محمد كه : نوشتم به امام هفتم ابى الحسن ( ع ) و او را پرسيدم از قول باينكه خدا را جسم و پيكريست ، و به من پاسخ نوشت : منزه است آنكه نيست بماندش چيزى نه جسم دارد و نه پيكر .
عمار بن محمد طبرانى اين قطعه شعر را برايم خواند :
جسم اگر باشد جدا از عرض نتواند بود * اگر جوهر باشد بايد با چند قطر و مرز موجود باشد اگر پيوسته با چيزى باشد به او نياز دارد اگر جدا از چيزى باشد بايد هر دو محدود باشند براى چگونه بودنش بدنبال سببى مگرد * زيرا چگونه بودن او را راه دريافت نباشد برشتهء خرد بچسب كه از آن بهرهمند گردى * زيرا خرد رشتهايست كه بخدايت مىرساند
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 39
مساهمون: أبي الفتح محمد بن علي الكراجكي
ص٣٩