سخنانى در اين زمينه از ديگران جز امامان
يك دانشمند عرب گفته : عمل امير است و علم ياور او و حلم وزيرش .
از يك حكيم هندى : عقل حاكمى است استوار و علم او را همكار و حلمش هم بستر پايدار .
از يك حكيم پارسى : خرد پادشاه است بر اندام تن و دانش او را برادريست شايسته و بردباريش همدمى خيرخواه .
از كتاب كليله و دمنه ، هر كه خردش بر هوسش چيره گردد بآرزوى خود رسد و خشنود گردد .
در كتاب بلوهر هندى : هر كه در دنيا پر زاهد است آسوده است و ستارهء خوشبختى او برآمده است .
در كتاب سيف : هر كه خود را شناسد همنوعش را حقير نشمارد .
در كتاب رحمت هرمس : قناعت عزت بىآفتى است . يارى جستن از خدا محكمترين دژ است .
در كتاب اساس بطلميوس : خرد بنياد است و پايندگى هر چيز به فضل و عدالت است .
در كتاب جواهر : فروتنى شرافت است و هر كه بازگشت و اعتراف كرد شايستهء گذشت است .
در كتاب تجنيس ارسطو : دلخواه بطبع است و عادت به پرورش است .
در كتاب لطف افلاطون : از منش بدشوارى توان بركنده شد .
در كتاب اقسام صبر فلكى : عمر كوتاه است و روزگار بنيانكن هوشمندانست .
در كتاب اختيار بقراط : هر آزمايش روشنگر است و در آن سود و صلاح است .
در كتاب ابانه عمر بن بحر : هر كه خشوع دارد بلند قدر شود و آنچه از نزديك شنود بشناسد .