كنيم يا بفراموشى كشيم بياوريم بهتر از آن را يا مانند آن را » و از اين آيه دانستيم كه قرآن با سنت نسخ نشود و اين از چهار صورت گذشته كم مىشود و باقى صور را كه سه تا است روا ميدانيم .
در باره حجيت اخبار
خبرى حجت باشد كه موجب علم باشد باعتبار سنجش صحت خبر گزارش ، و شك و ريبى در صحت آن نباشد و هر خبرى كه بسنجش مخبرش راستگو نباشد در احكام دين حجت نشود و به هيچ وجه عمل بدان لازم نگردد .
اخبارى كه موجب علم باشند بر دو گونهاند :
1 - اخبار متواتر كه نشود دروغ باشند براى كثرت خبر دهندگان كه با هم در دروغ گفتن تبانى ندارند و نتوانند ، يا خبرى كه محل اتفاق خبردهندگان باشد .
2 - خبر واحدى كه قرينهء صحت دارد تا حد متواتر كه آن قرينه برهان بر درستگوئى خبر دهنده است و بطلان در آن راه ندارد و فسادى در آن رخنه ندارد .
متواترى كه وصف كرديم آن خبرى باشد كه گروههاى بسيارى خبر دهند و پراكنده باشند بطورى كه بر حسب عادت نتوانند سازش كرده باشند در دروغ گفتن بمانند دو كس كه بسا سازش كنند در گزارشى هراس آور . اين تعريفى است كه طبق عرف و عادت معلوم است .
روا باشد كه جمعى كمتر از حد تواتر خبرى دهند كه شنونده شاهد در روايتشان از برداشت گفتارشان و طرز رخسارشان و وضع حالشان بداند كه با هم سازش نكردند و دروغ نگويند چون آشنائى و رفاقت و مشورت ميان آنان امكان پذير نبوده و از علم بدين وضع ميان آنها ، راستگوئى آنان دانسته شود و چون تواتر خبرشان مايهء علم گردد گر چه شمارشان به حد تواتر نباشد .
و اما خبر واحد معتبر كه براى انجام تكليف ، قاطع عذر باشد آن خبريست كه مقرون با دليل باشد كه از نظر در آن ، علم به صحت مخبر حاصل گردد .
و بسا كه دليل صحت عقل باشد يا عرف .