يعنى نيستم من منكر خداى يگانه كه شما منكريد و نيستيد شما منكر بتانى كه من انكار دارم آنها را .
و درست آيد فائدهء هر دو جمله و نظم سخن بىتكرار .
پاسخ ديگر اينست كه : مقصود از « اعبد » در جملهء نخست زمان حال است يعنى اكنون من نپرستم آنچه را شما پرستيد .
و در جملهء دوم : «
وَ لا أَنا عابِدٌ ما عَبَدْتُّمْ وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ
» آينده است يعنى شما پرستش نكنيد معبود مرا در آينده هم و « اعبد » در هر دو جمله بمعنى عبادت است ولى يكى بمعنى حال و ديگرى بمعنى استقبال و لفظ آن براى هر دو معنا به كار ميرود و اين دو جواب بس است به حمد للَّه . و بايد دانست كه بنا بر اين خطاب در جملهء دوم بدانها است كه معلوم بوده ايمان نياورند و شأن نزول آن هم گفتند : ابى جهل و مستهزئين پيغمبر ( ص ) بودند بنام عاص بن وائل ، وليد بن مغيره ، اسود بن مطلب ، اسود بن عبد يغوث و عدى بن قيس كه ايمان نياوردند تا هلاك شدند .
اگر گويد : چه معنى دارد قول خدا در سوره كه
« لَكُمْ دِينُكُمْ وَ لِيَ دِينِ »
:
دين شما براى شما و دين من براى خودم . و اين سخن بمعنى اينست كه روا دانسته بدين خود بمانند .
گوئيم : گر چه ظاهر كلام اباحه است ولى مقصود تهديد و مبالغه در بازداريست چنانچه خدا فرموده ( آيهء 105 سورهء التوبه ) : « بكنيد هر چه خواهيد » .
و فرموده : «
أَجْلِبْ عَلَيْهِمْ بِخَيْلِكَ وَ رَجِلِكَ
» ( آيهء 64 سورهء الاسراء ) يعنى بكش بر سر آنان سواره و پيادهء خود را .
و گفتند : مقصود اينست كه جزاء دين شما از شما و جزاء دين من از خودم و كلمهء جزاء در تقدير است بقرينهء دلالت كلام بر آن و بقولى لفظ دين بمعنى جزاء است چنانچه گفته :
اذا ما لقونا لقيناهم * و دناهم مثل ما يقرضونا
ترجمه :