به پسرش جعفر گفت : با پيغمبر نماز كن ، گفت پسر جانم ببال عموزاده است پيوند و چونش پذيرفت سرود :
راستى پشتم على و جعفر است * چون رسد بر من ز دوران هر بلا
به خدا كى وانهم پيغمبرش * كى كنندش ترك فرزندان ما
ترك ننمائيد يار او شويد * كه عموزاده است از هر سو بما
و باز سروده :
گويند قريش احمد است جادوگر * گويند دروغ سوگند بكبوتران حرم
پيوسته راستگوى من او را شناختم * باشد امين بهر سپرده و بر حرم
بهتان به او زنند بدبخت ميشوند * گفتارشان رود هر سو بسوى امم