در مكارم : مانندش آمده ( در 6 و 7 با هم مضمون حديث شماره 5 - را آورده ) .
بيانيست : در مصباح گفته : عشاء از نيم روز تا بامداد را گويند و بقولى از هنگام نماز مغرب است تا نماز عشاء و بر اين پايه ابن فارس گفته : عشاءان دو نماز مغرب و عشايند ، و ابن انبارى گفته : عشاء از آغاز تاريكى شب است با كسره عين و مدّ و با فتح عين و مدّ شامى است كه خوردند در هنگام عشاء در قاموس گفته :
عشوه با فتحه تاريكى است و ميانه آغاز شب است تا يك چهارم و عشاء آغاز تاريكى است يا ميانه مغربست تا نماز عشاء يا از نيم روز تا سپيدهدم آينده ، و عشىّ با كسره و عشاء خوراك شب است .
8 - در محاسن ( 421 ) بسندش از امام ششم عليه السّلام كه حسن جارچى يعقوب عليه السّلام بود و هر بامداد از خانه آن حضرت تا يك فرسنگ راه جار ميزد : هر كه چاشت خواهد به خانه آل يعقوب آيد ، و در شام جار ميزد هر كه شام خواهد به خانه آل يعقوب آيد ، بسند ديگر هم اين روايت را آورده و در كافى هم مضمون آن آمده ) .
بيان : گذشت كه گرفتارى آن حضرت بجدائى از يوسف همانا براى آن شد كه شبى سير خوابيد و در كنارش گرسنهاى بسر برد كه به دو خوراك نداد و پس از رفع گرفتارى اين كار را ميكرد ، و دلالت دارد كه خوراك پيغمبران در بام و شام هر دو بوده و دعوت بخوراك تا يك فرسنگ راه مستحب است .
9 - در محاسن : از ابى جعفر عليه السّلام كه آغاز ويرانى تن نخوردن شام است ، و بسند ديگر مانندش را آورده .
10 - و از همان ( . . ) بسندش تا رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله كه شام را واننهيد گر چه با يك دانه خرماى پوسيده باشد كه من براى امتم از نخوردن شام بيم پير شدن آنها را دارم زيرا شام خوردن نيروى پير و جوانست .
11 - در محاسن : بسندش از امام ششم عليه السّلام كه نخوردن شام پيرى آور است و آغاز ويرانى تن نخوردن شام است ( و در حديث 12 و 13 قريب به همين
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 142
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٤٢