تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
اگر گويند : چگونه درمان مردم است و بصفراء زيان دارد و سوداء را بجنبش آرد ، گوئيم : خدا نفرموده درمان همه مردم است از هر دردى در هر حالى بلكه درمان در آنست في الجمله ، و معجونى نيست جز كه عسل تماميت و كمال آنست و نوشابه‌ها كه از آن سازند براى بيمارىهاى بلغمى بسيار سودمندند . و قول دوم از مجاهد است كه يعنى در قرآن درمان مردمانست و داستان زنبور عسل در جمله «
مُخْتَلِفٌ أَلْوانُهُ
» تمام است و
فِيهِ شِفاءٌ لِلنَّاسِ
آغاز سخن تازه‌ايست يعنى قرآن درمان مردم است از كفر و بدعت بمانند همين داستانى كه از زنبور عسل گذشت و بدان كه اين قول از دو راه سست است يكم ضمير بايد بنزديكتر مرجع مذكور برگردد و آن همان
شَرابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُهُ
مىباشد و اما حكم باينكه به قرآن برميگردد با اينكه نامش پيشتر نيست تناسب ندارد . دوم روايت ابى سعيد خدريست كه مردى نزد پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله آمد و گفت : برادرم از درد شكمش شكوه دارد فرمود : عسل به دو بنوشان رفت وانگه برگشت و گفت : عسلش دادم و سودى نداشتش ، باز فرمود : برو عسلش بده ، و فرمود خدا راست گفته و شكم برادرت دروغگو است ، و به او نوشاند و گويا از بند آزاد شد ، و اينكه فرمود : خدا راست گفته تعبير كردند به گفته خدا
فِيهِ شِفاءٌ لِلنَّاسِ
و اين درست است باينكه وصف عسل باشد . اگر كسى گويد پس معنى شكم برادرت دروغگو است چيست ؟ گوئيم چون بنور وحى ميدانست كه اثر عسل به زودى روشن شود و در اين حال روشن نبوده اين را چون دروغ و اظهار خلاف واقع تعبير كرده - پايان - كلام رازى - و تفسير آيات نمل گذشت و دلالت دارند بر شرافتى در باره مورچه ، و بر برخى از آنچه آيد ، و آيات هدهد دليلند بر ارجمندى او و برخى احوالش و داستانش گذشت و برخى از آن هم آيد . دميرى در حياة الحيوان گفته : نحل : مگس عسل است و گذشت كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله و سلم فرموده همه مگسها در آتشند جز نحل و يحيى بن وثاب «
أَوْحى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ
»