4 - در علل - ص 194 - : بسندى تا رسول خدا در حديث درازى كه سه نفر برديف سوار دابه نشوند كه يكيشان ملعون است و آن جلوى است .
در محاسن - 627 - بسندى مانندش آمده .
بيان : حمل بر كراهت شده و تخصيص جلوى براى آنكه بر گردن نشيند و زيان بيشتر بدابه زند در غالب .
5 - در محاسن - 1 : 26 - بسندش كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله بر شترى زانو بند ديد كه بار بدوشش بود فرمود : صاحبش كجا است ؟ او را واداريد تا فردا آماده محاكمه باشد .
6 - و از همان و فقيه - ج 2 ص 191 - بسندش از حماد گوشت فروش كه قطار شترى از امام صادق عليه السّلام گذر كرد و آن حضرت ديد بار شترى خم شده فرمود : اى غلام بار اين شتر را راست كن كه خدا راستى را دوست دارد .
7 - در محاسن - 361 - بسندى از امام ششم عليه السّلام كه على بن الحسين عليه السّلام ده حج بر شتر سوارى خود كرد و يك تازيانه به آن نزد و يك سال در راه خوابيد و يك تازيانه به او نزد .
و از همان : بسندى از امام ششم عليه السّلام كه هر چيزى را حرمتى است و حرمت بهائم در چهرهء آنها است .
در كافى - ج 6 ص 539 - بسندى از آن حضرت مانندش آمده .
8 - در محاسن - 633 - : بسندى تا رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله كه نزنيد به روى بهائم و هر چه جان دارد كه به حمد خدا تسبيح گويد .
و از همان : از امير المؤمنين ( همين روايت كرده ) و در حديث ديگر است كه روى آنها را داغ نزنيد .
در كافى هم بسندى مانندش آمده و در حديث اربعمائه خصال هم حديث نخست آمده 9 - در محاسن - 633 - سند را به امام ششم عليه السّلام رسانيده كه آيا شرم ندارد يكى از شما كه سوار پاكشش شود و سرود خواند و او تسبيح گويد ، و از پيغمبر روايت است
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 147
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٤٧