پريان را و فزودند پريان گمراهى آدميان را تا به آنها پناهنده شدند .
« و راستش آدميان پنداشتند چنانچه شما پنداشتيد » اى پريان يا بر عكس و اين دو آيه نقل سخن پريانست كه بهم ميگفتند ، يا گزارشى است از خدا در باره آنها .
« و ما از آسمان جستجو كرديم كه به آن رسيم يا از آن خبر بدست آريم » و دريافتيم كه پر شده از پاسبانان سرسخت » كه فرشتههاى جلوگير آنهايند « و از شهابها » كه ستارههاى پرّان و سوزانند .
« ما هميشه در كمينگاه مىنشستيم براى گوش گرفتن » بىمانع و پاسبان در آنجا « و اكنون هر كه گوش كند تير شهابى در كمين خود دريابد » و او را براند .
« و راستش نميدانيم براى زميننشينان قصد سوئى شده » كه آسمان را به روى آنها بستهاند « يا پروردگارشان خواسته آنها را به راه راست رساند و بخوشى « و راستش از ما هستند نيكانى » كه مؤمن و خوشكردارند .
« و از مايند فروتر از آن » كه ميانه روند « ما بوديم در چند راه و آئين پراكنده » .
« راستش ما ميدانستيم كه خدا را درمانده نسازيم ، و نتوانيم از او گريخت و چون فرياد هدايت را شنيديم » كه قرآنست « بدان گرويديم و هر كه بگرود بپروردگارش نگرانى ندارد از كاستى مزد و از خوارى » زيرا خدا نه مزد را كم دهد و نه از ستم كسى را خوار كند .
« و راستى از مايند مسلمانان و از مايند ستمكاران » جدا از راه حق كه ايمان و فرمانبريست « و هر كه مسلمان شد آنان راه راست را جستند » كه آنها را به ثواب رساند « و اما ستمكاران هيزم دوزخ باشند » و آنها را در آن بسوزاند مانند كفار آدميزاده « و راستش اگر آدمى و پرى به راه راست بودند بدانها آب فراوان نوشانديم » و زندگى خوش داديم و ذكر آب فراوان كه مايه زندگى و رفاه است
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 50
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٥٠