« شب زكام آرد » چون مايه مغز براى گرمى سخت ناتوان شود و تحليل رود و هواء خنك شب بخارهائى كه بدان برآيند ببندد و زكام پديد شود « لبن رائب » ماست يا دوغ كه كره آن گرفته شده .
« و از سر تراشيدن در آن حذر شود » در نسخهاى بجاى حلق حلواست يعنى شيرينى و آن مخالف گفته اطباء است و نخست هم و از اين رو برخى آن را حمل كردند به جائى كه سردى هوا در سر اثر كند و زكام آورد و آن خطاء است زيرا زكام زدهها آزمودند كه تراشيدن سر يا ميان آن در زمستان براى آنان خوبست تا زكام به چشم و دندانها و سينه نريزد .
رطل 130 درهم است و درهم نيم مثقال صيرفى و يك چهلم آن .
در برخى نسخهها است كه چون داروها را در پارچه پيچيد ، سر آن را خوب ببندد با رشته و سر رشته را دراز بگيرد و بچوبى بندد و آن را روى ديگ نهد و انداختن آن كيسه دارو در ديگ همان ساعت باشد كه عسل در آنست و آن را بتدريج مالش دهد تا خرده خرده دارويش در شربت درآيد و بجوشد تا فزونى عسل برود و بايد آتش نرم باشد و صاف شود و خنك و سه ماه سر به مهر بماند اوقيه : 40 درهم و يا هفت مثقال و در زبان اطباء 10 درهم و پنج هفتم است و ظاهرا مقصود در اينجا معنى دوم يا سوم است و سوم در حدود 6 مثقال است .
« دگرگونى صور » يعنى صورت آدمى و چهره او يا صورت اخلاط پديد شده از غذا پس از نفوذ آنها بوسيله رگهاى درشت و خرد باعضاء تا مانند عضو غذاگير شوند و جزئش گردند بدل از آنچه از دست داده چنانچه گذشت اشاره بدان .
در يك نسخه آمده : بدان كه نيروهاى نفس پيرو مزاج بدنند ، مزاج بدنها پيرو تصرف هوا و چون يك بار سرد و يك بار گرم شود ، ابدان و صور دگرگون گردند ، و چون هوا برابر باشد و معتدل جسم معتدل است زيرا خداى تعالى بدنها را بر 4 طبع بنيان كرده : صفراء ، خون ، بلغم ، سوداء . . .
« بر چهار جزء » اين چهار جزء ستون زيست تنند و منبع اعضاء و خون را
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 265
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٦٥