تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
و آنقدر روغن گاو بر آن بريز كه آن را فرو گيرد ، و خرده خرده بدان روغن بده تا سير روغن شود و ديگر نپذيرد ، وانگه بر آن شير تازه بريز و آتش نرمى زيرش باشد ، تا آنجا كه ديگر نپذيرد و به خود نكشد . سپس عسل شهد بگير و فشرده كن و جدا بر سر آتش نه و خوب موم آن را بگير و روى سير بريز و زيرش آتش نرمى بگذار مانند آنچه با روغن كردى و با شير ، سپس ده درهم ( 6 مثقال تقريبا ) سياهدانه خوب بكوب و پاك كن و ببيز ، و 5 درهم فلفل و مرزنجوش بگير و بكوب و در آن بريز ، و مانند حلواء آن را بر آتش بنه ، و آنگه در ظرفى گذار سر بسته كه گرد و بادى بر آن ننشيند و در آن ظرف اندكى روغن گاو باشد كه آن را چرب كند ، سپس 40 روز ميان جويا خاكستر دفن شود ، و هر چه كهنه گردد بهتر باشد و دردمند كه دچار آزار سخت شد به اندازه يك نخود از آن را برگيرد فرمود : چون يك ماه بر اين دارو گذرد براى درد دندان و هر چه از بلغم پديد آيد خوبست به اندازه نيم گردو و چون دو ماه بر آن گذرد براى تب لرز به اندازه نيم گردو خوبست و بينهايت براى هضم غذا و هر دردى در چشم و چون سه ماه بر آن گذرد خوبست براى صفراء و بلغم سوخته ، و هيجان هر درد كه از صفراء باشد كه ناشتا بخورد . چون چهار ماه بر آن گذرد براى تيره‌گى چشم و گرفتن نفس در راه خوبست كه وقت خواب در شب بخورد و چون پنج ماه شد روغن بنفشه يا كنجد ( گل يا سركه خ ب ) گيرد و نيم عدس از آن دارو كه روغن مالى بشود و كسى كه سردرد پيوسته دارد آن را در بينى كند . و چون شش ماهه شد دچار شقيقه با روغن بنفشه ناشتا در بامداد به اندازه يك عدس را در بينى كند و چون هفتماهه شد براى باد گوش نافع است كه با روغن گل به اندازه يك عدس در آغاز روز از آن چكانند و چون هشتماهه شد براى خلط سرخ ( صفراء خ ب ) و دردى كه بسا آكله ( كامخاريا ) شود خوبست كه با آب نوش شود