سفيد است ببر و آن را مشوى و خرد خردش ببر و كوهان شتر بگير و آبش كن و روى كرّاث بريز و ده گردو بگير و پوست كن و بكوب با وزن ده درهم ( 6 مثقال تقريبا ) پنير فارسى و تره را بجوشان و چون پخت گرد و پنير را روى آن بريز و آن را از سر آتش بردار و سه روز تا هفت روز ناشتا با نان بخور از خوراك ديگر پرهيز كن .
و پس از آن ابهل برشته كمى با نان و گردوى پوست كنده را بگير و پس از صرف آن كوهان و كراث صرف كن بنام خدا نيم وقيه روغن شيره ناشتا بخور يك وقيه هم كندر نر بكوب و سفوف كن و باز نيم وقيه شيره آخر سه روز بخور و خوراك خود را به بعد از ظهر بينداز خوب ميشوى ان شاء اللَّه تعالى .
توضيح : در نهايه گفته سكرّجه با سين و كاف ضمّهدار و راء با تشديد ظرف كوچكى است كه اندكى نان خورش در آن خورند و واژه فارسى است كراث بيضاء - سفيد - در بيشتر نسخه چنين است و شايد مقصود اينست كه ريشه آن سفيد باشد چون ريشه برخى از آن مانند پياز سرخ است و ظاهر اينست كه بجاى بيضاء نبطى باشد چنانچه در برخى نسخههاى درست آمده و گويا مقصود از پنير فارسى شور آنست يا پنير تركى است .
در قاموس گفته : ابهل درخت بزرگى است كه برگش مانند درخت گز است و ميوهاش چون ميوه درخت سدر و درخت عرعر نيست كه جوهرى تو هم كرده .
در قانون گفته : ابهل ميوه عرعر است كه چون زعرور است جز اينكه سياهتر است ، بوى تند خوشى دارد درختش دو دسته است يكى برگش چون برگ سرو و پرخار و پهن شود و دراز نشود ، و ديگرى برگش چون درخت گز و مزهاش چون سرو ، خشكتر و كم حرارتتر است ، و چون دو برابرش دارچين گيرند اثر آن را دارد ، برخى گفتند : گرم و خشك است در درجه 3 .
ابن بيطار بنقل از اسحق بن عمران گفته : صنفى از عرعر است پردانه ، درخت بزرگى است برگش چون برگ گز ميوهاش سرخ و زشت چون ميوه سدر در
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 157
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٥٧