اى دو يار زندانم ، اما يكى از شما مى بآقاى خود بنوشاند و اما ديگرى بدار رود پرنده از سرش بخورد ، گذشته كارى كه شما در بارهاش از من نظر خواستيد - تا فرموده - .
پادشاه گفت من هفت گاو فربه در خواب ديدم كه هفت گاو لاغرشان مىخورد و هفت خوشه سبز و هفت دگر خشك أيا بزرگان به من در باره خوابم نظر بدهيد اگر تعبير خواب ميدانيد ، گفتند پرتوپلا است و ما بتعبير پرتوپلا دانا نيستيم و آنكه از آن دو زندانى رها شده بود و پس از مدتى بيادش آمد گفت : من شما را از تعبيرش آگاه كنم پس مرا بفرستيد ، اى يوسف صدّيق بما فتوى بده در هفت گاو فربه كه هفت گاو لاغرشان ميخورند و هفت خوشه سبز و هفت ديگر خشك شايد من نزد مردم برگردم و شايد بدانند ، گفت زراعت كنيد هفت سال خوب و آنچه درويد در خوشه انبار كنيد جز اندكى كه بخوريد پس از آن هفت سال سخت آيند ميخوريد آنچه را براى آنها از پيش ذخيره كرديد ، جز كمى از آن چه نگهداشتيد پس از آن مىآيد سالى كه در آن بفرياد مردم برسند و در آن انگور بيفشرند .
الاسراء ( 60 ) و نساختيم خوابى را كه به تو نموديم جز فتنه براى مردم .
الروم ( 23 ) و از آيات او است خواب شما در شب و روز و جستن شما از فضل او .
الصافات ( 102 ) گفت : اى پسر جانم راستى من در خواب ديدم كه تو را سر ميبرم .
الفتح ( 27 ) البته خدا خواب رسولش را درست درآورد .
المجادله ( 10 ) همانا رازگوئى و درگوشى از شيطانست تا غمناك سازد آنان كه گرويدند ، نيستند زيان زن آنها به هيچ وجه جز بفرمان خدا و بر خدا توكل كنند مؤمنان .
النبأ ( 9 ) و ساختيم خواب شما را آسايش .
تفسير
: آنان كه گرويدند به همه آنچه بايد ، و پرهيز كردند ، از آنچه