تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
و به ابر و شبنم تبديل نميگرديدند ، و وصفش به اندازه كفايت گذشت . آتش همچنين است ، اگر مانند هواء همه پراكنده بود ، جهان و آنچه در آنست ميسوخت ، ولى چاره نبود كه گاهى بايد باشد : ، چون در بسيارى حوائج سودمند است ، و آن در درون چوبها سپرده شد تا هر گاه خواهند آن را بجويند و با مايه و هيزمش نگهدارند تا نياز خود برآرند و خاموش نشود ، و يكباره در هيزم نگيرد و پخش نشود تا همه را بسوزاند ، بلكه خرده خرده در آن در گيرد تا بهره‌اى سالم بدهد بىزيان . و وصف ديگرش آنست كه ويژه نياز آدميزاد است نه جانداران ديگر ، اگر آدمى آتش نداشته باشد زيان بسيار بيند در زندگى ولى حيوانات آن را به كار نبرند و سودى از آن ندارند ، و چون خدا چنين مقدّر كرده بآدمى كف و انگشت داده كه براى گيراندن آتش و به كار زدنش آماده باشد ، و مانند آن را ببهائم نداده و آنها را سازگار با غذاى خام كرده و بردبار در برابر سرما تازيانى چون آدمى نكشند از نبود آتش . و فائده كوچك ديگر آتش عين چراغ است كه مردم برگيرند و هر نيازى در شب دارند با آن برآرند ، و اگر اين فائده در آتش نبود مردم چون اهل قبور زندگى كردند ، و چه كسى ميتوانست در شب بنويسد يا حفظ كند يا چيزى ببافد ، و چه حالى داشت كسى كه شب دچار دردى ميشد و ميخواست آن را با ضماد يا گرد يا داروى ديگر درمان كند . و اما سودش در پخت غذا و گرمشدن و خشك كردن و تحليل همه چيزها و مانند آن بسيارتر است از شماره و روشنتر است از اينكه نهان باشد . بيان : . . . اينكه فرمود : « ورزشگاه شمال بالاتر است » يعنى چون زمين كره حقيقى وصاف نيست در اكثر معموره شمال بلندتر از جنوب است ، از اين رو بيشتر رودها چون دجله و فرات و جز آن از شمال به جنوب روانند ، و چون آب درون زمين هم در پستى و بلندى تابع زمين است چشمه‌ها هم همچنين از شمال به جنوب روانند تا بر زمين روان شوند و از اين رو شوند از اين رو و در اجتماع بئر و بالوعه شمال را بلندتر اعتبار كردند ،