تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠

باب سى و هفتم در نوادر

[ مسائل عبد الله بن سلام ]

من گويم در برخى كتب قديمه اين روايت را يافتم و آن را به همان لفظ آوردم و نيز آن را در كتاب « ذكر اقاليم و بلدان و جبال و انهار و اشجار » با اندكى اختلاف و جدائى بسيارى الفاظ يافتم كه در سياق روايت ببرخى از آنها اشاره كردم ، و آن اينست . مسائل عبد اللَّه بن سلام كه « اسماعيل » نام داشت و پيغمبر او را عبد اللَّه نام كرد . از ابن عباس است - رضى اللَّه عنه - كه چون پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلم مبعوث شد على عليه السّلام را فرمود نامه‌اى بكفار و ترسايان و يهود نوشت كه آن را جبرئيل به پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلم ديكته كرد ، نوشت . بنام خداوند بخشنده مهربان ، از محمّد رسول خدا بيهود خيبر اما بعد ، زمين از آن خداست و سر انجام از آن پرهيزكاران ، درود بر كسى كه پيرو راه راست شد و لا حول و لا قوة الا باللَّه العلى العظيم ، سپس مهر بر نامه نهاد و نزد يهود خيبر فرستاد و چون نامه بدانها رسيد نزد بزرگ خود ابن سلام آمدند و گفتند اى پسر سلام اين نامه محمّد است كه به تو نوشته آن را براى ما بخوان آن را براشان خواند و گفت از اين سخن چه خواهيد ؟ من در محمّد نشانه‌هائى را بينم كه در تورات است از اينكه همان محمّد است كه موسى بن عمران ما را به دو مژده داده . گفتند كتاب ما را نسخ كند و آنچه در پيش بر ما حلال بوده حرام كند ، ابن سلام به آنها گفت : اى مردم شما دنيا را بآخرت برگزيديد و عذاب را بآمرزش ، گفتند : اگر محمّد بكيش ما باشد براى ما دوست‌تر است از جز آن ، گفت : من نزد او ميروم و از او پرسشهائى از تورات مينمايم و اگر درست پاسخ مرا گفت دين او را ميپذيرم و از يهودىگرى دست ميكشم ، برخاست تورات را برداشت .
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 210 | العلامة المجلسي / محمد باقر كمره‌اى