63 - از امير المؤمنين است كه رحمتهاى خدا بر مردم قم ، خدا بلادشان را سير باران كند تا آخر آنچه از امام صادق گذشت .
64 - و از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلم روايت است كه چون مرا به آسمان بردند بزمينى سفيد و كافورى گذشتم و بوى خوشى از آن بوئيدم و بجبرئيل گفتم : اين بقعه چيست ؟ گفت : به آن آبه ، گويند رسالت تو ولايت نژاد تو بر آن عرضه شد و پذيرفت و خدا از آن مردانى آفريند كه تو را دوست دارند و نژادت را ، بركت خدا بر آن و مردمش باد .
65 - معجم البلدان : گفته : روايت است كه در تورات نوشته است رى يكدر زمين است ، و بازرگانى مردم بدانست ، اصمعى گفته : رى عروس جهانست و جاى بازرگانى مردم ، گفته كه از امام جعفر صادق عليه السّلام روايت شده كه رى و قزوين و ساوه ملعون و شومند .
66 - در كشف الغمه است كه امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : واى بر طالقان كه خداى تعالى در آن گنجها دارد نه طلا هستند و نه نقره ولى مردانى مؤمن كه خدا را چنانچه سزد شناختند و در آخر الزمان ياران مهدى باشند .
67 - : بسندى تا رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلم كه فرمود : قزوين يكى از درهاى بهشت است .
68 - در در المنثور ( ج 1 ص 123 ) از چند كتاب از ابن عباس كه رسول خدا فرمود : به مكه ، وه چه شهر خوشبوئى هستى و چه اندازه دوستت دارم ، اگر مردمت مرا از تو بيرون نكرده بودند از تو بيرون نشدم ، در روايت ديگر در جز تو سكونت نكردم .
69 - : و از عبد الرحمن بن سابط كه چون رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلم خواست بمدينه كوچد استلام حجر كرد و ميان مسجد ايستاد و به خانه كعبه رو كرد و گفت : من ميدانم خدا در زمين خانهاى ننهاده كه از تو دوستتر داشته باشم و در روى زمين شهري از تو دوستتر ندارم ، و از بىميلى از تو بيرون نشدم ولى آنان كه كفر ورزيدند مرا
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 198
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٩٨