خريد شود .
36 - در خطبه ملاحم امير المؤمنين عليه السّلام كه پس از جنگ جمل در بصره ايراد كرد ، فرمود : حسنى سردار طبرستان با جمعى بسيار از سواره و پيادهاش خروج كند تا به نيشابور آيد و آن را بگشايد و درهايش پخش كند و سپس باصفهان آيد و سپس بقم ، و ميان او مردم قم نبردى سخت رخ دهد كه در آن مردمى بسيار كشته شوند و اهل قم شكست خورند و حسنى اموالشان را چپو كند و زنانشان و فرزندانشان را اسير كند و خانههاشان را ويران سازد ، و مردم قم بكوهى بنام « وردآهار » پناه برند و حسنى 40 روز در شهرشان بماند ، و از آنها 20 مرد بكشد و دو مرد بدار زند و از آنها بكوچد .
37 - : بسندى از ابى الحسن يكم عليه السّلام كه مردى از اهل قم مردم را به حق بخواند و با گروهى چون پارههاى آهن بپاخيزند كه بادهاى تند آنها را نلغزاند ، و جز نبرد ندانند و نخواهند و بر خدا توكل دارند و سرانجام از آن پرهيزكارانست .
38 - : و بسندى از عفان بحرى كه امام ششم عليه السّلام به من فرمود : ميدانى چرا قم نام شد ؟ گفتم خدا و رسولش و تو داناتريد ، فرمود : براى آنكه مردمش با قائم آل محمّد صلوات اللَّه عليه به پا خيزند و بر او استوار مانند و او را يارى كنند .
39 - : و بسندى از يحيى سابرى فروش كه روزى نزد ابى الحسن عليه السّلام بوديم و ذكر قم و مردمش و ميل آنها بمهدى عليه السّلام بميان آمد و بر آنها رحمت فرستاد و فرمود :
خدا از آنها راضى باشد ، و فرمود : راستى بهشت را دو در است و يكى از آنها از آن مردم قم است ؟ آنان بهترين شيعه ما هستند از ميان همه بلاد ، خدا دوستى ما را در سرشت آنان خمير كرده .
40 - يكى از اصحاب ما روايت كرده كه نزد امام ششم عليه السّلام نشسته بودم و اين آيه را خواند « تا چون نوبت نخستين آنها رسد برانگيزيم بر آنها بندههائى از خود سخت پيكار و نفوذ كنند ميان خانهها و اين وعدهايست شدنى 50 - اسرى » گفتم : قربانت ، آنها كيانند ؟ 3 بار فرمود : به خدا آنها مردم قم باشند .
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 187
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٨٧