و در جاى ديگر گفته : مأمون مبتكر نقل كتب از زبان خارجى و ترجمه آنها نبود بلكه پيش از او بسيارى نقل شده بودند ، زيرا يحيى بن خالد بن برمك بسيارى از كتب پارسى را به عربى برگرداند چون كليله و دمنه ، و براى او كتاب مجسطى يونانى را ترجمه كردند ، و مشهور است كه نخست كسى كه كتب يونان را به عربى برگرداند خالد بن يزيد بن معاويه بود كه بكتب كيمياء دل بسته بود .
و دليل بر اينكه خلفاء و پيروانشان رو بفلسفه داشتند ، و يحيى برمكى دوستدار آنها بود و مذهب آنها را تاييد ميكرد روايتى است كه كشى بسند خود از يونس بن عبد الرحمن باز گفته كه يحيى بن خالد برمكى در دل گرفته بود طعن و انتقاد هشام را بر فلاسفه ، و ميخواست هارون را بر او بشوراند و او را بكشتن كشد - سپس داستانى دراز در اين باره دارد كه ما آن را در باب اصحاب كاظم عليه السّلام آورديم .
و از آنست - كه يحيى هارون را در اتاقى نهان كرد و هشام را دعوت كرد تا با علماء مناظره كند ، و دنباله سخن را بامامت كشيدند و هشام حق آن را بيان كرد و هارون خواست او را بكشد و او گريخت و از ترسى كه داشت مرد - رحمه اللَّه - و اصحاب در كتب او كتاب رد بر اصحاب طبايع را بر شمردند ، و هم كتاب رد بر ارسطو را در توحيد ، و شيخ منتجب الدين در فهرست خود كتاب « تهافت الفلاسفه » را از كتب قطب الدين راوندى شمرده ، و نجاشى در كتب فضل بن شاذان كتاب رد بر فلاسفه را بر شمرده و او از اجله اصحابست .
و صدوق در آغاز كتاب اكمال الدين از آنها انتقاد كرده ، و رازى در تفسير قول خدا تعالى « هر آنگاه رسولانشان آمدند با دليلهاى روشن شاد شدند بدان علمى كه داشتند » گفته در آن چند وجه است ، و آنگه در ضمن وجوه گفته : يكى آنكه مقصود از اين علم علم فلاسفه و دهريان يونان باشد . كه چون وحى خدا را مىشنيدند . آن را در برابر دانش خود خوار ميشمردند ، و از سقراط نقل است كه نام موسى عليه السّلام
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 169
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٦٩