تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢

نوع دوم از سحر و جادو سحر وهم‌پرستان و نفوس توانا است

گفتند : مردم در باره آنچه هر كس به كلمه ( من ) بدان اشاره كند اختلاف دارند كه چيست ؟ برخى گويند همين پيكره جسمانيست و برخى گويند جسمى است لطيف و در آن روان و دوانست ، و برخى گويند موجوديست آسمانى نه جسم و نه جسمانى اگر گوئيم انسان همين ساختمان جسمانيست ترديد نيست كه مركب از اخلاط اربعه است چرا روا نباشد كه در يك دورانى ، در يك سرزمين مزاجى باشد كه جسم آفرين و دانا بامور نهان از ما باشد و اين سخن بنا بر اينكه انسان جسم لطيف روان در تن است هم مىآيد . و امّا اگر بگوئيم انسان نفس ناطقه است و جدا از تن چرا روا نباشد كه نفوس مختلف باشند و برخى نفوس خود به خود توانا بر اين حوادث باشند و آگاه بر اسرار نهان و دليلى بر خلاف اين احتمال نيست جز وجوه گذشته كه بطلان آنها روشن شد . از آن پس چيزى كه اين احتمال را تأييد كند وجوه چند است . يك : آدمى ميتواند بر سر يك تيرى كه روى زمين است راه برود و اگر آن را روى يك پرتگاه پل كنند نميتواند بر آن راه رود و اين علّتى ندارد جز اينكه توهم سقوط سبب آن شود . دوم : همه پزشكان دچار بخوندماغ را از نگاه بر چيزهاى سرخ منع كنند و غشى را از نگاه بچيزهاى درخشان و چرخان و اين براى آنست كه وهم در نفوس اثر بخش است . سوم : مؤلف شفاء در طبائع الحيوان از ارسطو نقل كرده كه جوجه مرغ چون