تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
ملزم ، مصدر ، هوبر ، هوبل ، موها ، ديمر ، دابر ، حيفل ، مسبل ، گفته : آغاز سال را ديمر ميگرفتند كه ماه رمضانست . و عرب همهء روزهاى ماه را بيك نام نميخواندند مانند عجم بلكه براى هر سه شب از ماه خود نامى بمناسبت حال ماه برآورده بودند ، 3 شب اول را « غرر » ميناميدند كه بمعنى نخست هر چيز است و يا اينكه شكل ماه چون پيشانى سفيد اسب است ، و سه ديگر را « نفل » ميناميدند از بخشش بىلزوم و برخى 3 دوم را « شهب » ميگفتند ، سه ديگر را « تسع » چون بنهم ختم ميشدند ، و برخى اين سه را « بهر » ميگفتند كه روشنى آن تاريكى شب را خيره مينمود ، و سه ديگرى « عشر » كه به دهم آغاز ميشدند . سه ديگر را « بيض » كه همه شب با ماه روشن است سه ديگر را « درع » كه آغاز آنها تاريك است بمانند گوسفند سر سياه و تن سفيد ، و اصل تشبيه آنها به زره است كه سر كسى كه پوشيده و رنگى جز باقى تن او دارد ، سه ديگر را « ظلم » كه بيش آنها سياه است ، سه ديگر را « حنادس » و نيز « دهم » چون سياهند ، سه ديگر را « دآدى » نامند چون مانده از ماهند : و گفتند اين واژه از راه رفتن شتر است كه يك پا را جلو ميگذارد و يك پا را بدنبال آن مينهد شتابانه ، سپس سه ديگر « محاق » است چون مهتاب و ماه بتاريكى فرو ميروند . و باز هم تك شبهاى ماه را نامهاى تكى داده‌اند و شب آخر را « سرار » ناميدند كه ماه در آن نهانست ، و « فحمه » نيز كه روشنى ندارد ، و « براء » براى آنكه خورشيد از آن بيزار است ، و مانند آخر روز ماه كه آن را « نحيره » گويند زيرا ماه در آن نحر مىشود ، و مانند شب 13 كه آن را « سواء » نامند ، و شب 14 كه آن را « بدر » نامند چون مهتاب در آن پر مىشود و روشنيش كامل ميگردد ، و بدر بمعنى كامل است چنانچه به 10 هزار درهم بدره گويند ، زيرا آن شماره كامل است به وضع حسابگران نه بحسب طبع .