شرح - از مجلسى ره - قوله
« ثلاثمائة و ستين برجا »
شايد مقصود ببرج درجهها باشد كه به حركت خود هر روز در يكى منتقل شود و بطور تغليب بيان شده است يا مقصود مدارات يوميه است كه هر روز از سال بيكى از آنها منتقل مىشود و اين عدد بنا بر اينست كه در عرف مردم سال را سيصد و شصت روز ميگويند و اگر چه مطابق واقع حركت خورشيد و ماه نيست پايان نقل از مجلسى ره .
من گويم - ممكنست مدارات يوميه همان سيصد و شصت باشند و در حال اعتدال و در رأس انقلاب شتوى و صيفى بطور تحقيق و يا تقريب مطلع و مغرب دو روز و يا بيشتر يكى باشد فتدبر .
قوله
« مثل جزيرة من جزائر العرب »
غرض بيان عظمت اين درجاتست و وسعت سرعت حركت در آن گر چه نسبت به حركت يوميه كند است .
قوله
« فلم تزل ساجده »
- يعنى فرمان بر و خاضع و منقاد امر خدا است و بامر او روانست تا طلوع كند .
قوله
« معنى سجودها »
محتملست دنباله خبر باشد و شايد اظهر اينست كه از كلينى و يا يكى از رواتست . . پايان نقل از مجلسى ره .
قوله
« وجهها لاهل السماء »
شايد از آن روى خورشيد كه براى مردم زمين نامرئيست حرارت بيشترى ميتابد .
در اسرار احاديث
149 - ( 1 ) از جابر بن يزيد گويد امام باقر هفتاد حديث به من باز گفت كه هرگز به كسى نگفتم و هرگز به كسى نگويم و چون امام باقر ( ع ) در گذشت بگردنم سنگين آمد و سينهام تنگ شد و نزد امام صادق ( ع ) رفتم و گفتم قربانت پدرت هفتاد حديث به من گفته كه چيزى از آنها از من بر نيامده و اظهار نشده است باحدى و به من سفارش كرده آنها را نهان دارم و بر من بار سنگينى شده و سينهام از آن تنگ شده شما به من چه ميفرمائيد ؟
در پاسخ فرمود : اى جابر هر گاه چيزى از اين بر تو تنگ شد برو بجبانه ( يعنى بيابان ) و گودالى بكن و سر را در آن فرو كن و بگو امام باقر مرا بچنين و چنان حديث كرده است سپس آن گودال را پر از خاك كن و روى آن را بپوش زيرا زمين راز تو را نگه مىدارد ، جابر گويد چنين كردم و خاطرم سبك شد .