( 1 ) و چيزى نيست از محرمات جز اينكه در عموم قول او ( اجتناب از فواحش ظاهره و باطنه ) وارد است و هر كس ميان خود و خدا با اخلاص به درگاه خدا دين دارى كند و به خود اجازه ندهد كه چيزى از اين دستور را ترك كند جزء حزب پيروز خدا است و بدرست از مؤمنانست .
مبادا در آنچه خدا در ظاهر و باطن قرآن حرام كرده است اصرار ورزيد با اينكه خدا تعالى فرموده است ( 135 - آل عمران ) و اصرار نورزند در كار خلافى كه كنند با اينكه بدانند ( تا اين جا روايت قاسم بن ربيع است ) شرح - يعنى در روايت قاسم بن ربيع رساله امام صادق « ع » بدين جا پايان يافته است و آنچه از اينجا تا آخر رساله است ضميمهايست كه در روايت حفص و اسماعيل ضبط شده است .
دنباله حديث - 1 ( 2 ) يعنى مؤمنان پيش چون خلافى مرتكب ميشدند از راه فراموشى مىفهميدند كه آنها در ارتكاب اين خلاف و ترك عمل بدستور خدا نافرمانى خدا را كردند و آمرزش ميخواستند و توبه ميكردند و بدان خلاف باز نمىگرديدند و اينست مقصود از قول خدا كه :
« و اصرار نميورزيدند بدان چه كرده بودند پس از آنكه مىدانستند و متوجه ميشدند » .
و بدانيد كه خدا تنها براى اين فرمان دهد و غدقن كند تا در آنچه فرمان داده فرمان برى شود و از آنچه غدقن كرده باز ايستند ، هر كه پيروى فرمانش كرد او را مطيعست و هر چيزى كه در نزد او است دريافته و هر آنكه از آنچه خدا غدقن كرده باز نايستد او را نافرمانى كرده و اگر در نافرمانى او بميرد و عمرش بسر آيد خدا او را برو در دوزخ سرنگون سازد .
شرح - از اين قسمت روايت استفاده شود كه تكليف خدا نسبت ببندهها آزمايش و امتحانيست تا اينكه فرمانبر از نافرمان جدا شود و رياضت بندگى فرمانبران را شايسته مهرورزى و مزد خدا سازد و نافرمانها را به دوزخ اندازد ولى اين موضوع با وجود مصلحت در متعلق تكليف منافات ندارد و مقصود از روايت اينست كه انجام تكاليف به منظور جلب نفع يا دفع ضررى براى خداوند نيست بلكه تنها به منظور سود بندهها است و مصلحت هر عملى هم به خود بندهها عايد مىشود .
الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 15
مساهمون: الشيخ الكليني
ص١٥